تبلیغات
بنیاد بین المللی غدیر استان فارس - پاسخ به شبهات غدیر 4
جمعه 27 فروردین 1389

پاسخ به شبهات غدیر 4

   نوشته شده توسط: محمد    نوع مطلب :پاسخ به شبهات ،

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع:پاسخ به شبهات غدیر 4

چرا در سقیفه، نامی از حدیث غدیر به میان نیامد؟ آیا کسی در آنجا یاد آوری نکرد؟

این‌که چرا در سقیفه، نامی از حضرت علی (علیه السلام) به میان نیامد یا اسمی از حدیث غدیر به میان نیامد، سخن زیاد است. اگر فرصت شود، یک روزی به موضوع «سقیفه و غدیر» یا «سقیفه و امیرالمؤمنین (علیه السلام)» بپردازیم و مفصل در این زمینه بحث کنیم.

بینندگان عزیز توجه داشته باشند که فلسفه تشکیل سقیفه برای این بود که غدیر را از نظرها محو کنند. اگر این‌ها معتقد به غدیر بودند، نیازی نبود که اینها بیایند در سقیفه، آن بساط را پهن کنند.

در سقیفه، مجموعا شاید 20 نفر بیشتر نبودند. چون از این طرف، جز آقای عمر و ابوبکر و ابو عبیده جراح، کسی از مهاجرین نبود و از طرف انصار هم سعد بن عباده و سعد بن معاذ و حباب بن منذر و شخصیت‌های برجسته انصار بودند.


انصار، با آن‌همه خدمات ارزنده‌ای که در یاری کردن نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و اسلام انجام داده بودند و مبدأ هجرت از مکه به مدینه، اعلام یاری انصار بود. نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هم در آن 11 سال، ارتباط خیلی گرمی با آن انصار داشتند و می‌فرمود:

دیگران هرچه دارند، دارند، ولی آیا شما راضی نیستید که منِ پیامبر، از شما انصار هستم.

ولی ما می‌بینیم که انصار در این مسئله فراموش کردند حدیث غدیر، از قریش و مهاجرین، جلو زدند.

اتفاقا در بحث سقیفه هم فرصت نشد به این مسئله، خوب بپردازیم، من فقط یک اشاره‌ای می‌کنم. انصار، بارها از نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده بودند که فرموده بود:

قریش، نخواهند گذاشت که خلافت به امیرالمؤمنین (علیه السلام) برسد.

این مسئله برای آنها قطعی بود. با آن همه تأکیدی که نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در 23 سال دوران نبوتش داشتند، از حدیث الدار و حدیث منزلت و حدیث رایت گرفته تا حدیث غدیر و ولایت و حدیث قرطاس. به ویژه وقتی نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌خواست نامه بنویسد و خود خلیفه دوم هم می‌گفت:

و لقد أراد فی مرضه ان یصرح باسمه فمنعت من ذلك.

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌خواست در آن وصیت نامه، نام علی را بنویسد و من جلوگیری کردم.

شرح نهج البلاغة لإبن أبی الحدید، ج12، ص21

خب، انصار این را به خوبی می‌دانستند و بارها هم از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده بودند که فرموده بود:

و ان تؤمروا علیا رضی الله عنه و لا أراكم فاعلین تجدوه هادیا مهدیا یأخذ بكم الطریق المستقیم.

اگر علی را امیر خودتان کنید، گرچه می‌دانم نمی‌کنید، شما را به راه مستقیم هدایت می‌کند.

مسند احمد، ج1، ص109 - مجمع الزوائد للهیثمی، ج5، ص176 - البدایة و النهایة لإبن كثیر، ج7، ص397

در بعضی از موارد هم آمده که:

و إن تستخلفوا علیا و ما أراكم فاعلین تجدوه هادیا مهدیا.

اگر علی را خلیفۀ خودتان کنید، گرچه می‌دانم نمی‌کنید، هم هدایت‌گر است و هم هدایت‌شده و شما را بر راه مستقیم هدایت می‌کند.

حلیة الاولیاء، ص64 - کنز العمال للمتقی الهندی، ج11، ص630

حتی حاکم نیشابوری می‌گوید:

و إن ولیتموها علیا فهاد مهتد یقیمكم على صراط مستقیم.

اگر ولایت أمرتان را به علی بدهید ... ، همه شما را به راه راست، هدایت می‌کند.

حاکم نیشابوری می‌گوید:

این روایت صحیح است به شرط شیخین.

مستدرک الصحیحین للحاکم النیشابوری، ج3، ص142

انصار این را از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده بودند و از آن طرف هم بارها شنیده بودند که چگونه فرموده بود:

ضغائن فی صدور أقوام لا یبدونها لك إلا من بعدی

کینه‌هایی در دل مردم نسبت به تو می‌بینم که بعد از من، ظهور خواهد کرد.

مسند أبی یعلى، ج1، ص427

حاکم نیشابوری تعبیری را در مستدرک الصحیحین، ج3، ص150 دارد:

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت علی (علیه السلام) فرمود:

امت، در حق تو، بعد از من خیانت می‌کنند.

این‌ها را بارها از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده بودند. از آن طرف هم، انصار از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده بودند که به انصار فرموده بود:

ستلقون بعدی اثرة، فاصبروا، حتى تلقونی على الحوض.

آقایان انصار! بعد از من، شما مصیبت‌ها و گرفتاری‌ها می‌بینید و صبر کنید بر آن مصیبت‌ها و دیدار من و شما در کنار حوض کوثر.

صحیح بخاری، ج4، ص225 - صحیح مسلم، ج3، ص109

با توجه به این دو نکته، انصار می‌‌‌دانستند که حضرت علی (علیه السلام) به خلافت نمی‌رسد و اگر قریش هم به خلافت برسد قطعا نسبت به انصار، کم‌لطفی خواهند کرد و حق انصار ضایع خواهد شد، لذا آمدند در سقیفه و خلافت را قبل از آن‌که قریش تصاحب کند، اینها تصاحب کنند. جالب این‌که آقای حباب بن منذر از شخصیت‌های برجسته انصار در همان سقیفه گفت:

نخاف أن یلیها أقوام قتلنا آبائهم و إخوتهم.

می‌ترسیم خلافت به دست کسانی بیفتد که ما در جنگ بدر و احد و حنین و ...، پدران و برادران آنها را به قتل رساندیم.

فتح الباری لإبن حجر عسقلانی، ج7، ص24 - کنز العمال للمتقی الهندی، ج5، ص606 - الطبقات الكبرى لإبن سعد، ج3، ص182 - تاریخ مدینة دمشق لإبن عساكر، ج30، ص275

انصار هم از این مسئله، وحشت داشتند. البته در برخی از منابع آمده که پسر سعد بن عباده به پدرش گفت:

پدر! با اینکه این همه از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مطلب در حق علی شنیده‌اید، باز هم خود را کاندیدای خلافت کردی؟ گفت: پسرم! من می‌دانستم که قریش نمی‌گذارد علی خلیفه شود، من تصمیم داشتم که خلافت را بگیرم و به صاحب حق برگردانم.

این یک قضیه بود که عزیزان باید به این مسئله توجه کنند.

مسئله دیگر اینکه در خود سقیفه می‌بینیم که خیلی از افراد، حتی انصار، صراحتا گفتند:

فقالت الانصار او بعض الانصار لا نبایع الا علیا.

همه انصار یا بعضی از انصار وقتی دیدند که قریش، خلافت را تصاحب می‌کند، گفتند: ما، جز با علی، با کسی بیعت نمی‌کنیم.

تاریخ الطبری، ج2، ص443 - الكامل فی التاریخ لإبن الأثیر الجزری، ج2، ص325

جالب این‌که در واپسین ساعات سقیفه، اول کسی که در جلسه عمومی، مسئله حدیث غدیر را مطرح می‌کند، محبوب‌ترین و عزیزترین صحابه و گرامی‌ترین انسان‌ها در نزد خدا و پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) است که می‌آید در مسجد و بر سر مهاجرین و انصار فریاد می‌کند و می‌فرماید:

أنسیتم قول رسول الله صلى الله علیه و سلم یوم غدیر خم: من كنت مولاه فعلی مولاه؟

آیا فراموش کردید سخن پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که در غدیر خم فرمود: من كنت مولاه فعلی مولاه.

نزهة الحفاظ، ج1، ص102 - أسنى المطالب فی مناقب آل أبی طالب، ص66 - ضوء اللامع للسخاوی، ج9، ص256 - بدر الطالع للشوکانی، ج2، ص297

همچنین منابع شیعه آمده است که حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) فرمود:

هل ترک أبی یوم غدیر خم لأحد عذرا؟

آیا در غدیر خم، پدرو برای کسی عذری باقی گذاشت؟

الخصال للشیخ الصدوق، ص173 - بحار الأنوار للعلامة المجلسی، ج30، ص124

در بعضی از مصادر دیگر آمده است که:

فما جعله الله لأحد بعد غدیر خم من حجة و لا عذر

خداوند بعد از غدیر خم، برای کسی، هیچ دلیل و عذری باقی نگذاشت.

دلائل الامامة لإبن جریر الطبری، ص122

* * * * * * *

سوال:

آقایان وهابیان در مورد خداوند سخنانی می‌گویند، ‌مثلا می‌گویند كه برای خداوند دست و پا دارد و یك پای او در بهشت است و یك پای او در جهنم. این را چه كسی دیده است؟ آیا فرشته امین وحی او را این‌گونه دیده است، یا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)؟ چه كسی مدعی دیدار خداوند با این‌گونه اعضاء است؟

آیا عقل قبول می‌كند كه از حضرت آدم (علیه السلام) تا حضرت عیسی (علیه السلام)، همه پیامبران، بشارت به آمدن پیامبری در آخر الزمان بدهند و این پیامبری كه باید در آخرالزمان، كامل‌ترین پیامبر باشد، به قول این وهابیت، پیامبری فراموش‌كار یا هوس‌باز باشد؟

جواب:

این مطلب شما، روایتی است كه آقای ابو هریره در كتاب صحیح بخاری، ج6، ص48، كتاب التفسیر، تفسیر سوره ق نقل می‌کند:

در روز قیامت كه مردم را به جهنم می‌برند:

یقال لجهنم: هل امتلأت؟ و تقول: هل من مزید؟ فیضع الرب تبارك و تعالى قدمه علیها. فتقول: قط قط.

خداوند به جهنم می‌گوید: آیا سیر شدی؟ می‌گوید: آیا باز هم افرادی جهنمی هستند تا بریزی داخل جهنم؟ خداوند - نستجیر بالله - قدمش را داخل آتش جهنم می‌گذارد و جهنم می‌گوید: دیگر بس است.

حالا آیا اینكه خداوند هم پایش می‌سوزد یا خیر و یا اینكه بعدا پایش را خارج می‌كند یا خیر، این را باید از ابوهریره و محمد بن اسماعیل بخاری - صاحب صحیح بخاری - سوال كرد.

صحیح بخاری، ج7، كتاب الإیمان و النذور، ص225 - صحیح مسلم، ج8، ص152

حتی اینها روایاتی را می‌آورند كه نستجیر بالله، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هوسران بوده است. اینها را باید آقایان اهل‌سنت مردانگی كنند و شهامتی به خرج دهند تا این روایات جعلی و اسرائیلیات و دروغ‌هایی را كه در دوران بنی‌أمیه، پول می‌گرفتند و این احادیث را می‌ساختند، پاك كنند. البته با یك خبر بشارت بخشی شنیدیم كه برادر آقای حسن البناء، رهبر اخوان المسلمین مصر، اخیرا یك صحیح بخاری تلخیص شده و منزه را نوشته و در مجموع، 500 روایت بیشتر نیاورده است. در سایت‌ها و شبكه‌های مختلف هم با ایشان مصاحبه كرده بودند و ایشان مدعی بود:

دیدم در صحیح بخاری كه روایات زیادی بر خلاف عقل و قرآن است و لذا آمدم این روایات را منزه كردم.

گرچه شنیدیم كه آقایان اهل‌سنت، بویژه وهابیت، علیه ایشان شوریده‌اند كه مثلا در این كارها فضولی نكن و به تو ربطی ندارد كه احادیث صحیح بخاری را كه سنت است، بخواهی برای ما منزه كنی.

* * * * * * *

سوال:

در مورد حدیث غدیر، خود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌دانست كه بعد از او، حضرت علی (علیه السلام) را خانه‌نشین می‌كنند و امیر المومنین (علیه السلام) هم این را می‌دانست. اگر با همسرش به دنبال انصار رفته بودند برای بیعت، اینها همه فرمایشی بود، فقط می‌خواست اتمام حجت بكند با آنان تا فردا روزی، آنها نگویند كه ما نمی‌دانستیم.

جواب:

بله، ما هم بر این عقیده هستیم كه اینها اتمام حجت بود. همانطوری كه حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) فرمودند:

هل ترك أبی یوم غدیر خم لاحد عذرا.

آیا خداوند برای كسی در روز غدیر خم، عذری باقی گذاشت؟

اینها همه، اتمام حجت بوده است. حتی عقیده خودم بر این است كه نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در آخرین لحظاتی كه داشت از دنیا می‌رفت، وقتی قلم و كاغذی را طلبید تا چیزی بنویسد، ما یقین داریم كه نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از قبل، برخورد صحابه را قطعا می‌دانست و خواست با این عمل ثابت كند:

آنانكه نسبت به نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت هذیان می‌دهند و جسارت می‌كنند و شعار «حسبنا كتاب الله» را سر می‌دادند و نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از آنها غضبناك می‌شود و پیامبری كه مفتخر به «وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ(سوره قلم/آیه4)» است، می‌فرماید: «قوموا عنی» [بروید بیرون از خانه من]، خواست ثابت كند كه این افرادی كه اینچنین برخوردی داشتند، هرچقدر هم كه جایگاهشان نزد برخی، بزرگ باشد، شایستگی برای خلافت ندارند.

همین دیروز، یكی از دوستان، مجله ندای اسلام را زاهدان برای من آورد و سخنرانی جناب مولوی عبد الحمید در كردستان را خواندم و خیلی هم خندیدم. ایشان در یكی از سخنرانی‌های خود در سنندج، گفته بود:

این اسلام عزیز، دین خیلی خوبی است. آمد راهزنان را، حاكم و خلیفه مردم قرار داد. روزی حضرت عمر از یك بیابان می‌رفت و گفت: روزی من در این بیابان، شترچرانی می‌كردم و امروز آمدم خلیفه مسلمین شدم.

من نمی‌دانم این عبارتی را كه ایشان گفته، آیا خواسته از اسلام تمجید كند یا نقص اسلام را بیان كند؟ خواسته از خلیفه دوم تمجید كند یا نه؟ این عبارتی است كه ما نمی‌فهمیم چه بوده است. إن شاء الله كه خود ایشان متوجه بودند.

* * * * * * *

سوال:

 آیا زنده شدن حبیب بن مظاهر و شهادت دوباره ایشان، صحت دارد؟

جواب:

این دروغ محض است. اما كسانی كه در ركاب امام حسین (علیه السلام) شهید شدند و مؤمنین خالص، در رجعت، بر می‌گردند.

* * * * * * *

سوال:

درك و شناخت فلسفه تاریخ، آنقدر اهمیت دارد كه آگاهی از تاریخ گذشته، به انسان توفیق بدهد كه وضع كنونی خود را اصلاح دهد. آیا این آگاهی از گوشه‌های تاریخ گذشته، با شناخت اصول و دستورات دین اسلام با سفارشات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و اولادش با هم هماهنگی ندارد؟ آیا فرهنگ غدیر خم به این حدیث پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) كه فرمودند:

هر كس امام زمان خودش را نشناسد و بمیرد، مردن او، مانند مردن دوران جاهلیت قبل از اسلام است.

بستگی ندارد؟ لطفا در این زمینه، توضیحاتی بفرمایید.

جواب:

اینها مكمّل یكدیگر هستند. این روایت در صحیح مسلم، ج6، ص22 از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند:

من مات و لیس فی عنقه بیعة، مات میتة جاهلیة.

هر كس بمیرد و بیعت امامی بر گردن او نباشد، مرگش مرگ جاهلی است.

آقای احمد بن حنبل هم در مسند، ج4، ص96 صراحت دارد كه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

من مات بغیر امام، مات میتة جاهلیة.

هر كسی كه بدون امام بمیرد، مرگش مرگ جاهلی است.

یعنی تفسیر دیگری است از این آیه شریفه:

وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ                                                                      (سوره مائده/آیه67)

اگر ولایت حضرت علی (علیه السلام) اعلام نشود، رسالت تو ناتمام است.

الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا                         (سوره مائده/آیه3)

با ولایت حضرت علی (علیه السلام)، دین اسلام كامل شد و دین بدون ولایت حضرت علی (علیه السلام)، دین ناقصی است. آن اسلامی كه خداوند از آن راضی باشد و هر كس به بركت آن اسلام، می‌خواهد به بهشت برود و اعمالش قبول باشد، اسلامی است كه ولایت امیر المومنین (علیه السلام) را داشته باشد.

* * * * * * *

سوال:

در رابطه با آیه ولایت، با توجه به حدیث امام رضا (علیه السلام) «به شرطها و شروطها»، معنی ولی بودن را در صحبت‌های امام رضا (علیه السلام) می‌شود فهمید. آیا اگر ما، حكم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را قبول نكنیم و حكم آنهایی را كه نماز به پا می‌دارند و زكات می‌دهند در حالی‌كه در حال ركوع هستند، آیا خداوند می‌تواند ولی ما باشد یا خیر؟

جواب:

این نكته، نكته ظریفی است و توحید، بدون ولایت اهل بیت (علیهم السلام)، نه در دنیا و نه در آخرت، ثمر بخش نخواهد بود.

* * * * * * *

سوال:

آیا شكل شمایل حضرت علی (علیه السلام) را می‌توانید تا اندازه‌ای توضیح بفرمایید.

جواب:

اگر این عزیزمان سواد خواندن عربی را دارد، می‌تواند به كتاب مقاتل الطالبیین برای آقای ابو الفرج اصفهانی از علمای بزرگ اهل‌سنت، ص16 مراجعه كند و در آنجا، در این مورد، مفصل صحبت كرده است.

و كان علیه السلام أسمر مربوعا و هو إلى القصر أقرب، عظیم البطن، دقیق الأصابع، غلیظ الذراعین، حمش الساقین، فی عینیه لین، عظیم اللحیة، أصلع ناتئ الجبهة، قال أبو الفرج: و صفته هذه وردت بها الروایات متفرقة فجمعتها.

حضرت علی (علیه السلام)، شخصی گندمگون، متوسط القامه بوده است، نه خیلی قد بلند و نه خیلی قد كوتاه بود. انگشتان مباركش، خیلی ظریف بود. بازوان خیلی تنومند و ساق‌های درشتی داشت. نگاهش، مملوّ از محبت و مهر بود و محاسن بزرگی داشت. دو طرف پیشانی‌اش، كشیدگی داشت و ... . اینهایی كه من گفتم، در روایات متعدد بوده و من جمع كردم.

* * * * * * *

سوال:

لطفا در مورد دین اهل حق، توضیحی بدهید. من هنوز با اینكه در اهل‌سنت 24 سالگی هستم، هنوز نمی‌دانم بر چه دینی هستم.

جواب:

بنده خودم مدتی در سال‌های 53 تا 55، در كرمانشاه بودم. در آنجا و در شهر صحنه، جلساتی داشتم. عزیزانی كه از آن منطقه، تصویر بنده را می‌بینند، شاید یادشان بیاید. یكی از مسائل حادّی كه در آنجا مطرح است، مسئله اهل حق است. البته اهل حق، دین نیستند، بلكه مذهبی هستند از صوفیه، با یك سری عقائد كه غالب این عقائد، هیچ تطبیقی با اسلام و قرآن نمی‌كند. مثلا می‌گویند:

كسی كه به مرحله‌ای از كمال برسد، نماز و روزه از او ساقط می‌شود.

مگر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیر المومنین (علیه السلام) كامل‌تر داریم؟ آیا آنها، لحظه‌ای از نماز و روزه جدا شدند؟ من از عزیزان تابع اهل حق، تقاضا می‌كنم كه تحقیق و بررسی كنند و آنچه كه برای ما و شما مهم است، قرآن است و در رابطه با احكام، صراحتا مطالبش را بیان كرده است و همچنین سنت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در منابع شیعه و اهل‌سنت آمده است. این حرف‌هایی كه برخی از افراد می‌زنند كه «اگر كسی به این مرحله از كمال رسید، نباید نماز بخواند و روزه بگیرد»، حرف‌های شیطانی است و با اسلام، سنخیتی ندارد.

* * * * * * *

سوال:

در جلسات قبل، استاد حسینی قزوینی فرمودند كه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دو عمامه داشت كه در روز غدیر، یكی از آنها را بر سر حضرت علی (علیه السلام) قرار دادند و در كارهای حكومتی هم از آن عمامه دیگر استفاده می‌كردند. در این مورد توضیحی بدهید كه آیا كارهای حكومتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با كارهای دیگر فرق می‌كرد؟

جواب:

بنده عرض می‌كنم كه نه در دو هفته قبل و نه در دو سال قبل و نه در بیست سال قبل، یادم نمی‌آید كه همچنین حرفی را زده باشم كه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دو عمامه داشته باشد و ... . البته این مطلب در روایات است و اگر خواسته باشند، این مطلب را بحث می‌كنیم. سهاب، اسم یكی از عمامه‌های نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده و در روز غدیر خم، بر سر مبارك امیر المومنین (علیه السلام) قرار دادند و روایات متعددی در این زمینه، از شیعه و سنی داریم. قضیه تاجگذاری پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر امیر المومنین (علیه السلام) كه عمامه خودشان را بر سیر امیر المومنین (علیه السلام) قرار دادند، یك مسئلۀ ثابت شده است. مرحوم علامه امینی (ره) در الغدیر، ج1 این قضیه را مطرح كرده است.

* * * * * * *

سوال:

اخیرا در یك سایتی خوانده بودم و حتی شنیده بودم كه وهابیت عربستان سعودی، قرآن‌هایی را با ترجمه دلخواه خودشان، چاپ كرده و در اختیار حجاج قرار می‌دادند و من اطلاع ندارم كه این كار انجام شده است یا خیر. ولی اگر چنین باشد، آیا می‌توان به استناد ماجرای جنگ صفین كه قرآن‌ها را بر نیزه كردند، می‌توان با این قرآن‌های چاپ وهابیت با ترجمه دلخواه، چنین برخوردی كرد؟

جواب:

بله، ما هم شنیده‌ایم كه این قرآن چاپ شده است و ترجمه كرده‌اند و تمام آیاتی را كه در مورد امیر المومنین (علیه السلام) است، در ترجمه‌اش تصرف كرده‌اند. در ترجمه برخی آیات، مطالبی را در فضائل خلفاء اضافه كرده‌اند. البته این مطلب، اختصاص به عربستان سعودی ندارد و در خود تهران هم این كار انجام شده است. حدود سه چهار سال قبل، یكی از مراجع بزرگوار تقلید به منزل ما آمدند و قرآنی را كه در تهران چاپ شده بود، با خود آورده بودند. این قرآن را برخی از افراد مغرض، آیات مربوط به ولایت را وارونه ترجمه كرده بودند. به نظر من، خواندن این قرآن‌ها، خلاف شرع است و از بین بردن این قرآن‌ها، برای اینكه به دست دیگران نرسد، نه تنها جائز است، به نظر من واجب است. چون قرآنی كه بر خلاف آنچه كه نازل شده است، بخواهد ترجمه شود، نوعی تغییر در معنای قرآن و به انحراف كشاندن افراد است.

* * * * * * *

سوال:

در اصول كافی، ج2، 597 از هشام بن سالم روایت شده كه ابا عبد الله (علیه السلام) فرموده‌اند:

همانا قرآنی كه حضرت جبرئیل (علیه السلام) برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آورده بود، 17 هزار آیه بود.

در جای دیگری هم نوشته شده است:

ائمه (علیهم السلام) بدون اجازه خودشان نمی‌میرند.

و:

ائمه (علیهم السلام) از ران راست مادرشان متولد می‌شوند.

لطفا این موارد را جواب دهید.

جواب:

كسی كه به شما آدرس داده، اشتباه آدرس داده است و در كافی، ج2، ص634، حدیث 27 این روایت آمده است:

إن القرآن الذی جاء به جبرئیل (علیه السلام) إلى محمد (صلى الله علیه و آله) سبعة عشر ألف آیة.

این قرآن، 17 هزار آیه داشته است.

البته عزیزان دقت داشته باشند كه در حقیقت، همه شارحین كتاب كافی، صراحت دارند كه این، غلط املائی بوده است و در اصل، «سبعة آلاف» بوده است و كلمه «عشر»، اشتباه چاپی است. در شرح اصول كافی ملا محمد صالح مازندرانی، ج11، ص87، «سبعة آلاف» آمده است، یعنی حدود 7 هزار آیه. مرحوم علامه مجلسی (ره) در مرآة العقول به این شكل آورده است. در چاپ قدیم كافی كه بنده هم یك نسخه از آن را دارم كه در سال 1305 قمری چاپ شده است، در آنجا هم «سبعة آلاف» آمده است. اینها غلط چاپی است. همانطوری كه در صحیح بخاری و صحیح مسلم، غلط چاپی وجود داشته، در این كتاب هم بوده است و كسی معتقد نیست كه قرآن، دارای 17 هزار آیه است.

در این زمینه حرف بسیار دارم، ولی اگر كسی به شرح اصول كافی مرحوم ملا صالح مازندرانی و یا جلد اول مقدمه مرآة العقول علامۀ عسگری مراجعه كند، در آنجا، مفصل در این مورد بحث شده است.

اما اینكه می‌گویند ائمه (علیهم السلام) با اجازه خودشان از دنیا می‌روند، این آقا به جای اینكه این حرف‌ها را بزند، برود صحیح بخاری و صحیح مسلم را بخواند كه از ابوهریره نقل می‌کنند:

ارسل ملك الموت إلى موسى علیه السلام، فلما جاءه، صكّه، ففقأ عینه، فرجع إلى ربه، فقال: أرسلتنی إلى عبد لا یرید الموت، قال: فرد الله إلیه عینه.

وقتی عزرائیل (علیه السلام) آمد سراغ حضرت موسی (علیه السلام) برای گرفتن جان او، حضرت موسی (علیه السلام) آنچنان سیلی‌ای بر صورت عزرائیل (علیه السلام) زد كه چشمش از حدقه بیرون زد. عزرائیل (علیه السلام) رفت نزد خداوند و شكایت كرد و خداوند هم چشمش را به او بازگرداند و چشم سالم شد.

صحیح بخاری، ج2، ص92 - صحیح مسلم، ج7، ص100

در برخی منابع هم اینگونه آمده است:

و لولا كرامته علیك لشققت علیه.

خدایا اگر می‌دانستم رابطه حضرت موسی (علیه السلام) با تو، خیلی گرم نیست، می‌فهماندم كه سیلی زدن چگونه است و طوری سیلی می‌زدم كه دلش خنك شود.

فتح الباری فی شرح صحیح البخاری لإبن حجر، ج6، ص316 - مسند احمد، ج2، ص533 - مستدرک الصحیحین للحاکم النیشابوری، ج2، ص578 - مجمع الزوائد للهیثمی، ج8، ص204

این مطلب را بزرگان اهل‌سنت در كتاب‌های خود آورده‌اند و نیازی نیست كه اینطور مطالب را از كتاب‌های شیعه مطرح كند.

««« والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته »»»



دکتر سید محمد حسینی قزوینی

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.