تبلیغات
بنیاد بین المللی غدیر استان فارس - شبهات غدیر 3
پنجشنبه 26 فروردین 1389

شبهات غدیر 3

   نوشته شده توسط: محمد    نوع مطلب :پاسخ به شبهات ،

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع:پاسخ شبهات غدیر 3

 ((( توجه: آدرس منابع ذکر شده، از نرم افزار مکتبة اهل بیت (علیهم السلام) می‌باشد )))

 

نظر ابن‌تیمیه درباره آیه 67 سوره مائده:

یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ.

چیست؟ آیا این آیه را درباره امیر المومنین (علیه السلام) می‌داند یا خیر؟

عزیزان در نظر دارند که حدود سی‌ماه است که در خدمت اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و آقا امیر المومنین (علیه السلام) بودیم و مهمان خانه‌های گرم بینندگان عزیز در سراسر جهان و نقطه نظرات ابن‌تیمیه، بزرگ نظریه‌پرداز وهابیت را بارها گفتیم که ایشان نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام)، همان روش و منهجی را که دودمان بنی‌أمیه و شجره ملعونه داشتند، ایشان در قرن 7 و 8 إحیاء کرد. در کمتر صفحه‌ای از صفحات کتابش، منهاج السنة، - که علامه امینی می‌فرماید که بهتر است به آن منهاج البدعة بگوییم - نسبت به امیر المومنین (علیه السلام)، کم لطفی‌ها و بی‌مهری‌ها و جسارت‌ها و اهانت‌ها دارد. به طوری که ابن حجر عسقلانی در کتاب الدرر الکامنه، ج1، ص151 صراحت دارد:

تعدادی از مسلمانان - یعنی اهل سنت -، ابن تیمیه را به خاطر جسارت‌هایی که به امیر المومنین (علیه السلام) دارد، منافق می‌دانند.


چون پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

لا یبغضه إلا المنافق.

صحیح مسلم، ج1، ص61 - مسند احمد، ج1، ص95 - تهذیب الكمال للمزی، ج15، ص233 - تاریخ مدینة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص134 - مجمع الزوائد للهیثمی، ج9، ص133 - سنن الترمذی، ج5، ص306 - سنن النسائی، ج8، ص116 - فتح الباری فی شرح صحیح البخاری لإبن حجر - ج1، ص60 - المعجم الأوسط للطبرانی، ج2، ص337 - تاریخ الاسلام للذهبی، ج3 ص634 - شرح مسلم للنووی، ج2، ص64

تمام تلاش ابن‌تیمیه نسبت به امیر المومنین (علیه السلام) این است که کلیه فضائل امیر المومنین (علیه السلام) و آیاتی که درباره امیر المومنین (علیه السلام) نازل شده، روایاتی که در ولایت و خلافت امیر المومنین (علیه السلام) را به نوعی زیر سوال ببرد. از جمله همین آیه 67 سوره مائده است. ایشان صراحت دارد:

این‌که می‌گویند این آیه درباره علی نازل شده است، دروغ محض است.

کیف یکون قوله "یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ" نزل ذلک الوقت و لا خلاف بین أهل العلم أن هذه الآیه نزلت قبل ذلک.

در میان اهل علم و علماء، هیچ اختلافی نیست که این آیه، قبل از غدیر نازل شده است.

ایشان تعبیری دارد که من از عزیزان بیننده و اهل سنت و جوانان وهابی و کسانی که دارای فکر هستند و گوش شنوا و چشمی بینا و قلبی آگاه دارند، تقاضا دارم که به این عبارت ابن‌تیمیه توجه کنند و به پاسخی هم که بنده تقدیم بینندگان عزیز می‌کنم، توجه کنند.

ایشان می‌گوید:

فمن قال إن المائده نزل فیها شئ بغدیر خم فهو کاذب مفتر بإتفاق أهل العلم.

کسی که بگوید چیزی از آیات سوره مائده درباره علی نازل شده، او، به اتفاق اهل علم و علماء، دروغگو و افتراء زننده است.

منهاج السنة لإبن تیمیة، ج7، ص315 - 313

در پاسخ ابن‌تیمیه، اولا قول مفسران بنام اهل سنت را عرض می‌کنیم.

آقای فخر رازی - که تمام تلاشش را برای توجیه آیات مربوط به خلافت امیر المومنین (علیه السلام) کرده - در تفسیر کبیر، ج12، ص49 صراحت دارد:

نزلت الآیة فی فضل علی بن أبی طالب علیه السلام و لما نزلت هذه الآیة أخذ بیده و قال : "من كنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه"، فلقیه عمر رضی الله عنه فقال: هنیئا لك یا ابن طالب أصبحت مولای و مولى كل مؤمن و مؤمنة.

این آیه 67 سوره مائده، درباره علی بن أبی طالب نازل شد. وقتی این آیه نازل شد، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دست علی را گرفت و گفت: «من كنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه».

آقای سیوطی - که از استوانه‌های علمی اهل سنت و از شخصیت‌های برجسته و بنام است - در کتاب الدر المنثور می گوید:

ابن أبی حاتم و ابن مردویه و ابن عساکر از ابو سعید خدری صحابه نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده‌اند که این آیه درباره امیر المومنین (علیه السلام) نازل شده است.

از عزیزان بیننده تقاضا دارم که به این بخش از سخنان سیوطی، توجه ویژه‌ای داشته باشند:

از ابن مردویه - که از بزرگان و ثقات اهل سنت است - از عبد الله مسعود - مفسر گرانقدر و صحابه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) - :

عن ابن مردویه عن ابن مسعود قال: كنا نقرأ على عهد رسول الله: یا أیها الرسول بلغ ما انزل إلیك من ربك "أن علیا مولى المؤمنین" و إن لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمك من الناس.

ما قرآنی را که در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نوشته بودیم و قرائت می‌کردیم، این آیه 67 سوره مائده را اینگونه قرائت می‌کردیم: «یا أیها الرسول بلغ ما انزل إلیك من ربك أن علیا مولى المؤمنین».

یعنی این واژه «أن علیا مولى المؤمنین»، طبق روایت عبد الله مسعود، در قرآن‌هایی که در زمان نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بود، موجود بوده است.

الدر المنثور للسیوطی، ج2، ص298 - فتح القدیر للشوكانی، ج2، ص60 - روح المعانی للآلوسی، ج6، ص193 - المنار لمحمد رشید رضا، ج6، ص463

با توجه به این قضیه، آقای ابن‌تیمیه می‌گوید:

کسی که بگوید چیزی از آیات سوره مائده درباره علی نازل شده، او، به اتفاق اهل علم و علماء، دروغگو و افتراء زننده است.

پس ایشان ابو سعید خدری، عبد الله مسعود، سیوطی، آلوسی، رشید رضا و شخصیت‌های برجسته اهل سنت مانند فخر رازی و ابن عساکر و دیگران را دروغگو و مفتری می‌داند. آقایان اگر مراجعه کنند به کتاب‌های تاریخی و تفسیری و رجالی، می‌بینند که شاید صدها کتاب از کتب تفسیری و تاریخی و رجالی اهل سنت، آورده‌اند که این آیه در شأن امیر المومنین (علیه السلام) نازل شده است. از بینندگان عزیز تقاضا می‌کنم که دوباره، سخن ابن‌تیمیه را مرور کنند و سخن بزرگان و مفسران اهل سنت، به ویژه آقای آلوسی و رشید رضا را که هوادار وهابیت هستند، ببینند.

* * * * * * *

آیا علماء و بزرگان اهل سنت، به حدیث غدیر استدلال کرده‌اند که این حدیث دال بر ولایت امیر المومنین (علیه السلام) است؟

در این مورد، سخن زیاد است و اگر بخواهیم در این مورد، بحث کنیم، باید سه چهار جلسۀ یک ساعت و نیمی، به این اختصاص بدهیم. ولی بینندگان عزیز توجه داشته باشند که برخی از شخصیت‌های برجسته اهل سنت در معتبرترین کتاب‌ها نقل کرده‌اند که حدیث غدیر دلالت بر امامت و خلافت و جانشینی امیر المومنین (علیه السلام) دارد. آقای ابو حامد غزالی - که آقای سیوطی از ایشان به الإمام نام می‌برد و آقای یافعی از ایشان به الإمام حجت الاسلام نام می برد و ایشان را مجدد قرن پنجم هجری می‌داندٰ

در مرآة الجنان، حوادث 505 - التنبئة بمن یبعثه الله على رأس كل مائة للسیوطی، ص12

- وقتی به حدیث غدیر می‌رسد، با صراحت تمام می‌گوید:

حدیث غدیر، حجت قطعی است بر ولایت امیر المومنین (علیه السلام) و خلیفه دوم بعد از بیان قضیه غدیر و نصب حضرت علی (علیه السلام) برای خلافت، به ایشان تبریک گفت:

لقد أصبحت مولای و مولى كل مؤمن و مؤمنة.

جالب این‌که آقای ابوحامد غزالی می‌گوید:

وهذا تسلیم و رضا و تحکیم.

این‌که آقای خلیفه دوم به امیر المومنین (علیه السلام) تبریک می‌گوید، برای تسلیم و راضی شدن به خلافت حضرت علی (علیه السلام) است و حکم کرد بر این امر.

مسئله محبت و یاری حضرت علی (علیه السلام)، که تبریک گفتن نمی‌خواهد، تبریک برای یک امر جدید و انتصاب و مقام و موقعیت جدید است.

سپس آقای غزالی می‌گوید:

ثم بعد هذا غلب الهوى لحب الریاسة و حمل عمود الخلافة و عقود البنود.

سپس، ریاست‌خواهی و ریاست‌طلبی، باعث شد که خلیفه دوم آنچه را که تسلیم او شده بود در روز غدیر خم، کنار بگذارد و پرچم خلافت را بالا گرفت و مخالفت خودش را با امیر المومنین (علیه السلام) اعلام کرد.

سرّ العالمین لأبو حامد الغزالی، ص483

جالب این‌که آقای ذهبی وقتی این مسئله را نقل می‌کندٰ در سیر اعلام النبلاء، ج19، ص328 این تعبیر را دارد:

و ما أدری ما عذره فی هذا؟ و الظاهر أنه رجع عنه و تبع الحق، فإن الرجل من بحور العلم، والله أعلم.

نمی دانم عذر آقای ابو حامد غزالی در این قضیه چیست؟ ظاهر این است که از این حرفش برگشته است. آقای ابو حامد غزالی، دریا و اقیانوس علم است. خدا داناتر است.

یعنی ذهبی تعجب می‌کند که آقای ابو حامد غزالی با آن شخصیت علمی که دارد، آمده حدیث غدیر را دال بر خلافت امیر المومنین (علیه السلام) و تسلیم خلیفه دوم بر این امر معرفی کرده است.

ما می‌گوییم آقای ابو حامد غزالی از این سخن خود برنگشته است و این افتراء آقای ذهبی است بر ابو حامد غزالی. اگر برگشته است، در کدام کتابش و در کدام آثارش است؟

شخصیت دیگری به نام محمد بن طلحۀ شافعی - متوفای 652 هجری که ذهبی در حق او می‌گوید:

العلامة الأوحد

علامۀ یگانۀ دهر بوده است.

سیر اعلام النبلاء للذهبی، ج23، ص293

- در کتاب خود صراحت دارد که مراد از کلمه «مولا» در حدیث غدیر، در خلافت و امامت امیر المومنین (علیه السلام) بوده است و می‌گوید:

این مرتبه‌ای که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای علی در غدیر خم بیان کرد:

و هی مرتبة سامیة و منزلة شاهقة و درجة علیة و مكانة رفیعة خصه صلى الله علیه وسلم بها دون غیره، فلهذا صار ذلك الیوم یوم عید و موسم سرور لأولیائه.

مقامی بالا و جایگاهی بس رفیع و درجه‌ای برتر و موقعیتی والا را پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ویژه علی قرار داد و برای أحدی غیر از او ثابت نیست. به همین دلیل، روز غدیر، روز عید و ایام خوشحالی است برای دوستان علی.

مطالب السئول، ص45-44

آقای سبط ابن جوزی - متوفای 654 که ذهبی درباره او می‌گوید:

کان اماما فقیها واعظا علامة فی التاریخ.

تاریخ الاسلام للذهبی، وفیات 660، ص183

- وقتی به مسئله غدیر خم می‌رسد، می‌گوید:

هذا نص صریح فی إمامته و قبول طاعته.

حدیث غدیر، نص صریحی است بر امامت علی و قبولی طاعت او بر همگان.

تذكرة الخواص لسبط ابن الجوزی، ص39

جالب این‌که همین آقای سبط ابن جوزی، استشهاد می‌کند به اشعار حسان بن ثابت - شاعر پر آوازه عصر نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) - و می‌گوید:

بعد از پایان مراسم غدیر، ایشان از نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه گرفت تا بیانات پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را به شعر دربیاورد:

ینادیهم یوم الغدیر نبیهم            بخم وأسمع بالرسول منادیا

فقال له قم یا علی فإننی            رضیتك من بعدی إماما و هادیا

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود که علی جان برخیز که من تو را بعد از خودم، امام و هادی قرار دادم.

جالب این‌که آقای سبط ابن جوزی، اشعار کُمیت را که از شعرای بنام اهل بیت (علیهم السلام) بوده، مطرح می کند:

و یوم الدوح دوح غدیر خم        أبان له الولایة لو أطیعا

و لكن الرجال تبایعوها              فلم أر مثلها خطرا منیعا

نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز غدیر خم، ولایت علی را برای همگان آشکار کرد، اگر آن روز و ولایت علی را مردم گرامی بدارند. تمام مردم در روز غدیر با علی بیعت کردند. همانند روز غدیر خم، روز بزرگ و جلیلی ندیده‌ایم.

بعد ابن جوزی می گوید:

یکی از بزرگان و اساتید من نقل کرده که:

یک شیخی در موصل، به نام عمر بن صافی این اشعار را خواند و خوابید و وقتی رسید به «خطرا منیعا»، در این حال آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در عالم رؤیا دید و فرمود: آیا من هم یک بیت بر شعر کُمیت اضافه کنم، عرض کردم بفرمائید: حضرت فرمودند:

و لم أر مثل ذاک الیوم یوما        و لم أر مثله حقا اضیعا

مانند روز غدیر، روز بزرگی ندیده‌ایم و مانند حقی که در روز غدیر ضایع شد و از بین رفت، حق ضایع شده تاکنون ندیده‌ایم.

تذكرة الخواص لسبط ابن الجوزی، ص30

و ده‌ها نفر از علمای بزرگ اهل سنت آمده‌اند و حدیث غدیر را دلیل بر امامت و خلافت آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) تثبیت کرده‌‌اند.

* * * * * * *

آیا آقای ابو حامد غزالی، همان امام محمد غزالی است؟ در چه سالی زندگی می‌کرده است؟

بلی ابو حامد امام محمد غزالی در سال 505 از دنیا رفته است و تاریخ تولدش در سال 445 بوده است. ایشان را از مجددین قرن 5 هجری می‌دانستند.

* * * * * * *

برخی می‌گویند که اگر جریان غدیر وجود داشت، چرا خود امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر این حدیث غدیر استدلال نکرده است؟

امیرالمؤمنین (علیه السلام) در این زمینه استدلال کرده است و بحث در این زمینه، مفصل است و اگر بخواهیم کلیه موارد را بیان کنیم، شاید به درازا بکشد. کتاب‌های متعددی از شیعه و اهل سنت آورده‌اند که امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر حقانیت خودش و بطلان دیگران و غصب خلافت، بارها استدلال کرده است. اما به خصوص حدیث غدیر، بیش از 30 مورد روایت غالبا صحیح در کتاب‌های معتبر اهل سنت یافته‌ایم که آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر حدیث غدیر استناد کرده و بلکه در دوران خلافت و امامت خود امیرالمؤمنین (علیه السلام)، برخی اختلاف ایجاد کردند و آتش فتنه جنگ جمل را روشن کردند و بعد هم جنگ صفین و نهروان را و هزاران انسان‌های بی‌گناه را در این میان به خاک و خون کشاندند، برای برخی از مردم، شبهه ایجاد شد که آیا واقعا حضرت علی (علیه السلام)، خلیفه منصوب پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است یا خیر؟ امیرالمؤمنین (علیه السلام) در رَحبه - بخش بیرونی مسجد کوفه - مردم را سوگند داد که آیا شما از نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز غدیر خم شنیدید که فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه» یا خیر؟

آقای احمد بن حنبل - متوفای 241 هجری، رهبر حنابله و امام وهابیین در ادعا، نه در عمل - از ابو طفیل صحابه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند:

جمع على رضى الله تعالى عنه الناس فی الرحبة، ثم قال لهم: أنشد الله كل امرئ مسلم سمع رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول یوم غدیر خم ما سمع لما قام، فقام ثلاثون من الناس و قال أبو نعیم: فقام ناس كثیر، فشهدوا حین أخذ بیده، فقال للناس: أتعلمون انى أولى بالمؤمنین من أنفسهم؟ قالوا: نعم یا رسول الله، قال: من كنت مولاه فهذا مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، قال: فخرجت و كأن فی نفسی شیئا، فلقیت زید بن أرقم، فقلت له: انى سمعت علیا رضى الله تعالى عنه یقول كذا و كذا؟ قال: فما تنكر قد سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول ذلك له.

علی مردم را در رحبه جمع کرد و گفت: شما را سوگند می‌دهم هر کس در غدیر خم بوده و از زبان پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حق من، سخنی شنیده، برخیزد و شهادت بدهد. ابو طفیل می‌گوید: 30 نفر از مردم برخاستند. ابو نعیم می‌گوید: عده‌ای زیادی از مردم برخاستند. شهادت دادند که در روز غدیر، پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دست علی را گرفت و به مردم گفت: آیا می‌دانید که من بر مومنین از خودشان سزاوارتر هستم؟ گفتند: بله، یا رسول الله. سپس حضرت فرمود: من بر هر کس ولایت دارم، علی هم بر او ولایت دارد ... .

مسند احمد، ج4، ص370 - مجمع الزوائد للهیثمی، ج9، ص104

آقای همزه احمد زین، محقق بنام اهل سنت که کتاب مسند احمد را تحقیق کرده و جدیدا چاپ شده، در ج14، ص436 می‌گوید:

اسناده صحیح.

آقای شعیب ارنوط - که از محقیقن پرآوازه معاصر اهل سنت و هیچ عالم و دانشجوی اهل سنت نیست که با نام او آشنا نباشد، - در ذیل همین روایت که از مسند احمد نقل می‌کند، می‌گوید:

اسناده صحیح، رجاله ثقات، رجال الشیخین.

سند این روایت صحیح است و راویانش، راویان صحیح بخاری و صحیح مسلم است.

جالب این‌که آقای ناصر الدین البانی - که از او به بخاری دوران تعبیر می‌کنند و آقای بن باز از او به امام الحدیث تعبیر می‌کند - در کتاب سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج4، ص331 می‌گوید:

اسناده صحیح علی شرط البخاری

این روایتی که آقای احمد نقل کرده، سندش صحیح است و تمام شرائط صحیح بخاری را دارد.

آقای احمد در مسندش، تقریبا 12 روایت را نقل می‌کند و در یکی از این سندها آمده است که:

فقام اثنا عشر بدریا، فقالوا نشهد إنا سمعنا رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول یوم غدیر خم: ألست أولى بالمؤمنین من أنفسهم و أزواجی أمهاتهم؟ فقلنا: بلى یا رسول الله، قال: فمن كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.

12 نفر از صحابه که در جنگ بدر شرکت کرده بودند، در میان مردم در رحبه بودند برخاستند و شهادت دادند که نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدیر خم، علی را برای خلافت نصب فرمودند.

مسند احمد، ج1، ص119

البانی هم بعد از نقل این روایت، می‌گوید:

و هو صحیح بمجموع الطریقین.

این روایت صحیح با هر دو طریق و سندش.

سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج4، ص249

آقای ابوبکر بزّار - متوفای 292 هجری که آقایان اهل سنت به او ارادت ویژه‌ای دارند - همین قضیه را نقل می‌کند که امیرالمؤمنین (علیه السلام) مردم را سوگند داد، هر کس که در غدیر خم، مطلبی درباره من از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده، برخیزد و شهادت بدهد. جالب این است که آقای بزار می‌گوید:

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بعد از اینکه فرمود:

من كنت مولاه فعلى مولاه.

دعا کرد و گفت:

اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و ابغض من أبغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله.

خدایا! دوست بدار هر کس که علی را دوست می‌دارد، و دشمن بدار هر کس را که او را دشمن می‌دارد، و بغض و کینه داشته باش به هر کس که بغض و کینه او را در دل دارد، و یاری کن کسی را که او را یاری می‌کند، و خوار گردان کسی را که او را خوار کند.

البحر الذخار، ج3، ص35 - مجمع الزوائد للهیثمی، ج9، ص105

آقای ابن حجر هیثمی یا مکی - متوفای 974 هجری - همین قضیه را نقل می‌کند و می‌گوید:

تعدادی از صحابه این قضیه را نقل کرده‌اند و وقتی امیرالمؤمنین (علیه السلام) صحابه را سوگند داد، همه بلند شدند و شهادت دادند.

الصوائق المحرقة، ص64، چاپ دار الکتب العلمیة بیروت

آقای ملا علی قاری در کتاب مرقاة المفاتیح، ج9، ص37 تا 39، همین قضیه را نقل می‌کند و می‌گوید:

شبهه‌ای نیست که این روایت، از احادیث متواتر است.

و فی روایة لأحمد أنه سمعه من النبی ثلاثون صحابیا و شهدوا به لعلی لما نوزع ایام خلافته.

وقتی عده‌ای با علی منازعه کردند و ایستادند در برابر او، 30 تن از صحابه که در غدیر خم بودند، بلند شدند و شهادت دادند بر اینکه ما در غدیر خم بودیم و علی به دست نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای ولایت نصب شد.

فقیه نامدار اهل سنت، مهندس کتانی در کتاب نظم المتناثر - که در احادیث متواتر است - ص194 همین قضیه را دارد.

نکته جالب و ظریف این‌که در جنگ جمل - که در یک طرف آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) و امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) و عمار و عبد الله عباس و دیگر شخصیت‌های برجسته و در طرف دیگر هم آقای طلحه و زبیر و عایشه هستند - امیرالمؤمنین (علیه السلام) کسی را فرستاد به سراغ طلحه و آمد خدمت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود:

نشدتک الله هل سمعت رسول الله یقول من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاده؟ قال: نعم، قال: فلم تقاتلنی؟ قال: لم اذكر. قال فانصرف طلحة.

تو را به خدا سوگند می‌دهم! آیا شنیدی که پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حق من فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه ... ؟ گفت: بله، شنیده‌ام. حضرت فرمود: اگر شنیده‌ای، پس چرا با من می‌جنگی؟ گفت: یادم نبود. طلحه از پیش امیرالمؤمنین (علیه السلام) برگشت و رفت.

مستدرک الصحیحین للحاکم النیشابوری، ج3، ص371 - کنز العمال للمتقی الهندی، ج11، ص332 - تاریخ مدینة دمشق لإبن عساكر، ج25، ص108

البته امیرالمؤمنین (علیه السلام) با زبیر هم محاجّه کرد و گفت:

آیا من خلیفه منصوب نبودم و آیا پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به تو نفرمود که تو، روزی با علی می‌جنگی و علی بر حق است و تو بر باطل؟ گفت: فراموش کرده بودم. او هم برگشت. ولی پسرش عبد الله آمد و تحریک کرد زبیر و طلحه را برای معرکه جنگ جمل.

و ده‌ها از این قضایا در کتب اهل سنت داریم که اگر حدیث غدیر دلیل بر حقانیت و امامت و خلافت امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیست، امیرالمؤمنین (علیه السلام) روی چه اصلی می‌آید در رحبه، صحابه را سوگند می‌دهد؟ چرا در وسط معرکۀ جمل، طلحه را سوگند می‌دهد؟ این نیست مگر این‌که امیرالمؤمنین (علیه السلام) بخواهد ثابت کند که حدیث غدیر، نص صریح است بر خلافت و حقانیت او و بطلان کسانی که در برابر امیرالمؤمنین (علیه السلام) قیام کردند.

* * * * * * *


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.