تبلیغات
بنیاد بین المللی غدیر استان فارس - پاسخ به شبهات غدیر 2
چهارشنبه 25 فروردین 1389

پاسخ به شبهات غدیر 2

   نوشته شده توسط: محمد    نوع مطلب :پاسخ به شبهات ،

بشم الله الرحمن الرحیم

موضوع : پاسخ به شبهات غدیر 2

ببینیم كه علمای اهل سنت، قبل از ابن‌تیمیه و بعد از ابن‌تیمیه، در این جمله مذكور در حدیث غدیر چه تعابیری آورده اند؟ و بزرگان اهل سنت نسبت به این گفتار ابن‌تیمیه چه قضاوتی دارند؟

باید اینها روشن شود و هدف من این است كه عزیزان اهل سنت و جوانان وهابی بدانند:

عباراتی كه از ابن‌تیمیه و محمد بن عبد الوهاب نقل می‌شود، از دیدگاه بزرگان و شخصیت‌های علمی اهل سنت، حتی از نظر البانی كه به عنوان تئورسین وهابیت است، چه جایگاهی دارد؟

علمای قبل از ابن‌تیمیه:

آقای إبن أبی شیبه كه استاد بخاری است و متوفای 235، در كتاب المصنف، ج2، ص682 و ج6، ص368 همین تعبیر را از نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌كند.

آقای احمد بن حنبل، متوفای 241 در مسند احمد، ج1، ص118 نقل می‌كند.

آقای ابن ماجه، متوفای 275، در سنن ابن ماجه، ج1، ص34 نقل می‌كند.

آقای ابوبكر بزار، متوفای 292 در مسند ابوبكر بزار، ج10، ص211 نقل می‌كند.

آقای نسائی، متوفای 303، در سنن كبری نسائی، ج5 ، ص45 نقل می‌كند.

آقای ابو یعلی، متوفای 307، در مسند ابویعلی، ج1، ص428 نقل می‌كند.

آقای طحاوی، در شرح مشكل الآثار، ج5، ص18 نقل می‌كند.

آقای ابن حبان، متوفای 354،  كه ملتزم است روایات صحیح را در كتاب خود نقل كند، در صحیح ابن حبان، ج15، ص375 نقل می‌كند.

آقای طبرانی، متوفای 360، در معجم الكبیر، ج5، ص166 نقل می‌كند.

حاكم نیشابوری، در مستدرك الصحیحین، ج3، ص118 نقل می‌كند.

و ده ها نفر از كسانی كه قبل از ابن‌تیمیه زندگی می كرده اند، حتی آقای مَقْدِسی، متوفای 643، در احادیث المختاره، ج2، ص106 این روایت را نقل می‌كند.

من تقاضا دارم كه بینندگان عزیز توجه كنند:

جالب اینكه برخی از بزرگان اهل سنت آمده اند در كتاب‌های خود فصلی را اختصاص داده اند به این عنوان:

باب ذكر دعاء المصطفی بالولایة لمن والا علیا و المعاداة لمن عاداه

دعای پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای كسی كه حضرت علی (علیه السلام) را یاری كند و نفرین بر كسی كه بنای دشمنی با او را دارد.

ابن حبان در صحیح خود، ج15، ص375 یك باب را به این مسئله اختصاص داده است.

آقای ابوبكر آجری، متوفای 360، در كتاب الشریعة، ج4، ص2049، چاپ عربستان سعودی، باب مستقلی را به این مسئله اختصاص داده است.

بزرگان اهل سنت آمده اند ذیل این روایت را تصحیح كرده اند.

خود آقای طحاوی - كه ذهبی درباره او می‌گوید:

الامام العلامة محدث الدیار المصریة و فقیهها.

سیر اعلام النبلاء للذهبی، ج15، ص27

- می‌گوید:

فهذا الحدیث (یعنی ذیل حدیث غدیر) صحیح الاسناد ، لا طعن لأحد فی رواته.

شرح مشكل الآثار، ج5، ص18

حاكم نیشابوری وقتی به ذیل این حدیث می رسد، می‌گوید:

هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین.

این حدیث صحیح است و شرایط صحیح مسلم و صحیح بخاری را دارد.

مستدرك الصحیحین للحاكم النیشابوری، ج3، ص117

ابو طاهر مقدسی حنبلی، متوفای643 می‌گوید:

اسناده صحیح.

الاحادیث المختاره، ج2، ص106

و ده ها نفر دیگر از علمای اهل سنت قبل از ابن‌تیمیه هم این حدیث را آورده اند و هم شهادت به صحت آن داده اند.

خب، آقایان قضاوت كنند كه ابن‌تیمیه و آقای محمد بن عبد الوهاب كه می‌گویند این زیادی دروغ و كذب است، یعنی این همه شخصیت‌های علمی، یك حدیث دروغ را ذكر كرده اند و شهادت به صحت آن داده اند؟!!!

علمای بعد از ابن‌تیمیه:

نزدیك به 20 نفر از علمای اهل سنت را پیدا كرده ام كه این ذیل حدیث غدیر را آورده اند و شهادت بر صحت آن داده اند:

آقای مزی، متوفای 742، رجال نویس مشهور اهل سنت، در تهذیب الكمال، ج11، ص90، حدیث غدیر را با ذیل آن نقل می‌كند.

آقای ذهبی كه از استوانه‌های علمی اهل سنت است و از او تعبیر می‌كنند به امام الجرح و التعدیل، متوفای 748، در تاریخ اسلام، ج3، ص631 نقل می‌كند.

آقای ذیعلی در كتاب تخریج الاحادیث، ج2، ص234 نقل می‌كند.

آقای ابن كثیر دمشقی سلفی، متوفای 774، در البدایة و النهایة، ج4، ص416 نقل می‌كند.

اگر بخواهم آمار اینها را بخوانم، طول می كشد.

از خود بزرگان اهل سنت، فقط چند جمله را نقل می‌كنم تا آقایان اهل سنت و وهابیت بدانند قیمت سخن ابن‌تیمیه چیست؟ :

1- آقای ابن كثیر دمشقی كه شاگرد آقای ذهبی است، و متوفای 774 هجری، حدیث غدیر را با جمله:

اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله.

را نقل می‌كند و می‌گوید:

قال شیخنا ابو عبد الله الذهبی و هذا حدیث صحیح.

استاد ما،‌آقای ذهبی گفته است این روایت صحیح است.

سیره نبوی لإبن كثیر، ج4، ص416 - البدایة و النهایة لإبن كثیر، ج5، ص228

2- آقای آلوسی وهابی، متوفای 1270، وقتی به این روایت می رسد، می‌گوید:

و عن الذهبی أن «من كنت مولاه فعلی مولاه» متواتر یتیقن أن رسول الله صلى الله علیه و سلم قاله و أما «اللهم وال من والاه» فزیادة قویة الإسناد.

آقای ذهبی گفته: این حدیث غدیر، متواتر است و ذیلش از نظر سند قوی است.

تفسیر الآلوسی، ج6، ص195

خود ابن كثیر دمشقی، وقتی نظر خودش را در مورد ذیل حدیث غدیر می آورد، می‌گوید:

هذا إسناد جید.

سیره ابن كثیر، ج4، ص419

آقای هیثمی، متوفای 807 می‌گوید:

و رجال أحمد ثقات.

در مجمع الزوائد، ج9، ص105 می‌گوید:

رواه البزار و رجاله رجال الصحیح.

آقای ابن حجر هیثمی می‌گوید: روایت صحیح است.

آقای ابن حجر مكی می‌گوید: روایت صحیح است.

آقای دكتر عاصمی مكی، متوفای 1111 می‌گوید: روایت صحیح است.

جالب اینكه آقای البانی كه از او به بخاری دوران تعبیر می‌كنند، حدود 7، 8 روایت از منابع مختلف اهل سنت نقل می‌كند و می‌گوید:

وقد ذكرت وخرجت ما تیسر لی منها مما یقطع الواقف علیها بعد تحقیق الكلام على أسانیدها بصحة الحدیث یقینا وإلا فهی كثیرة جدا.

آنچه كه برای من امكان پذیر بود، حدیث غدیر را با ذیل آن نقل كردم. هر كس این اسناد را ملاحظه كند، یقین پیدا می كند كه این روایت صحیح است.

سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج4، ص249

در ضلال الجنة می‌گوید:

«من كنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» و هو حدیث صحیح غایة و تكلمت علی اسانیدها فی سلسلة الأحادیث الصحیحة.

ذیل حدیث غدیر، از هر جهت، حدیث صحیح است و من در كتاب سلسلة الأحادیث الصحیحة از تعداد زیادی از صحابه، اسنادش را نقل كرده ام.

جالب اینكه آقای ابن حجر مكی كه بعد از ابن‌تیمیه آمده و متوفای 974 است، طعنه می زند بر ابن‌تیمیه:

و قول بعضهم: إن زیادة اللهم وال من والاه إلى آخره، موضوعة، مردود ... ، فقد ورد ذلك من طرق صحّح الذهبی كثیرا منهما.

گفته بعضی كه می گویند ذیل حدیث غدیر، جعلی و دروغ است، این گفته، مردود است.

الصواعق المحرقة لإبن حجر، ج1، ص164

آقای ملا علی قاری هم به ابن‌تیمیه طعنه می زند و به او اشكال می كند.

مرقاة المفاتیح، ج11، ص258

آقای برهان الدین حلبی، متوفای 1044، در سیره حلبی، ج3، ص336، سخن ابن‌تیمیه را نقل می‌كند و می‌گوید سخن مردودی است.

حتی خود آقای البانی، وقتی به سخن ابن‌تیمیه می رسد، می‌گوید:

خلاصة القول إن حدیث الترجمة حدیث صحیح بشطریه، أننی رأیت شیخ الإسلام ابن تیمیة قد ضعف الشطر الأول من الحدیث و أما الشطر الآخر فزعم أنه كذب! و هذا من مبالغاته الناتجة فی تقدیری من تسرعه فی تضعیف الأحادیث قبل أن یجمع طرقها و یدقق النظر فیها.

این حدیث غدیر، هر دو قمستش صحیح است هم صدرش و هم ذیلش. او گفته كه ذیل حدیث غدیر، جعلی و نا صحیح است، او قبل از اینكه دقت كند و حدیث را مطالعه كند و سندش را بررسی كند، با سرعت آمده نظر داده بر اینكه ذیل این روایت نادرست است.

سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج4، ص249

آنچه كه ما عرض كردیم از علماء قبل از ابن‌تیمیه و علماء بعد از ابن‌تیمیه بر صحت حدیث غدیر و ذیل آن، حتی آقای البانی كه امروز به عنوان لیدر و ایدئولو‍‍ژیك وهابیت به شمار می آید، می‌گوید هم بخش اول حدیث غدیر صحیح است و هم بخش دوم، از بینندگان عزیز تقاضا دارم این موارد را بررسی كنند.

من با ضرس قاطع عرض می‌كنم هر كس كتاب منهاج السنه ابن‌تیمیه را از اول تا آخر مطالعه كند و بعد مراجعه كند به اقول علماء اهل سنت، یقین پیدا می كند كه 80%  یا 90% كلام ابن‌تیمیه اینچنین است. فَلّه ای آمده گفته كه «فلان روایت ضعیف است به اتفاق اهل العلم» یا «لا ریب أنه كذب» و وقتی مراجعه می كنیم به كتاب‌های بزرگان اهل سنت، می بینیم كه آمده اند درباره همان حدیث، سخنان والا و سنگین را مطرح كرده اند كه بر خلاف سخنان ابن‌تیمیه است.

بنا بر آنچه كه ابن حجر در لسان المیزان دارد، وقتی علامه حلی (ره) كتاب ابن‌تیمیه را خواند، گفت:

اگر می دانستم ابن‌تیمیه حرف من را می فهمد، برای او جواب می نوشتم، ولی یقین دارم كه حرف مرا نمی فهمد.

شبهه كرده اند كه اگر حدیث غدیر صحیح و درست بود، خود امیرالمؤمنین (علیه السلام) در طول 25 سالی كه به دور از خلافت بودند، به آن استناد می كردند و امامت و ولایت خود را ثابت می كردند. در این مورد توضیح بدهید.

 آنچه كه مطرح است، شخصیت‌های بزرگی از اهل سنت، مانند احمد بن حنبل، با صراحت تمام در كتاب‌های متعدد خود مخصوصا در مسند، ج4، ص270، حدیث 19823 می‌گوید:

عن أبی الطفیل، قال: جمع على رضى الله تعالى عنه الناس فی الرحبة، ثم قال لهم: أنشد الله كل امرئ مسلم سمع رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول یوم غدیر خم ما سمع لما قام، فقام ثلاثون من الناس و قال أبو نعیم: فقام ناس كثیر فشهدوا حین أخذ بیده، فقال للناس: أتعلمون أنى أولى بالمؤمنین من أنفسهم؟ قالوا: نعم، یا رسول الله! قال: من كنت مولاه فهذا مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، قال: فخرجت و كأن فی نفسی شیئا، فلقیت زید بن أرقم، فقلت له: انى سمعت علیا رضى الله تعالى عنه یقول كذا و كذا، قال: فما تنكر قد سمعت رسول الله صلى الله علیه و سلم یقول ذلك له.

علی در رحبة (حیاط مسجد كوفه یا كنار شهر كوفه) مردم را جمع كرد و قسم داد! تمام كسانی كه در روز غدیر خم، حدیث غدیر را از زبان پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) كه دلالت بر ولایت من می كند را شنیده اند، برخیزند شهادت بدهند. ابو طفیل می‌گوید: سی نفر از مردم ، ولی ابو نعیم می‌گوید: عده زیادی از مردم شهادت دادند كه وقتی پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدیر خم دست علی را گرفت و گفت: ... . آقای ابو طفیل، وقتی این تعداد جمعیت را دید كه شهادت دادند بر ولایت و قضیه حدیث غدیر، جا خورد و می‌گوید: رفتم نزد زید بن ارقم و گفتم: شنیده ام كه علی بر حدیث غدیر استدلال می كند، نظر تو چیست؟ گفت: نظر من این است كه درست است و پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آن را در مورد علی در روز غدیر فرمود.

مسند احمد، ج4، ص370 - مجمع الزوائد للهیثمی، ج9، ص104

این قضیه در اواخر حكومت امیرالمؤمنین (علیه السلام) بود كه برخی تشكیك می كردند در خلافت و ولایت او، مخصوصا بعد از قضیه جنگ جمل و صفین كه می گفتند: واقعا اگر حضرت علی (علیه السلام) خلیفه بود، چرا امثال طلحه و زبیر در برابر او قیام كردند و معاویه یك جنگ 18 ماهه را با كشتار 110 هزار نفر به راه انداخت؟

شاید بتوانم 40 مصدر از مصادر اهل سنت داریم كه امیرالمؤمنین (علیه السلام) به این حدیث غدیر استناد و استدلال كرده است. جالب اینكه خود حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) با اینكه حدود 75 یا 95 روز بیشتر در دنیا نبود، به دنبال قضیه غصب خلافت، به مسجد می آید و بر سر مهاجرین و انصار فریاد می زند و می فرماید:

أنسیتم قول رسول الله یوم غدیر خم قال من كنت مولاه فعلی مولاه؟

نزهة الحفاظ، ج1، ص102 - أسنی المطالب، ص23 - بدر الطالع للشوكانی، ج2، ص297

یا اینكه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) فرمود:

هل ترك أبی یوم غدیر خم لأحد عذرا؟

آیا پدرم در روز غدیر خم، برای كسی راه فرار و عذری باقی گذاشت؟

اینها چیزی است امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) و سلمان فارسی و ابوذر غفاری و مقداد و ... استدلال كرده اند. تك تك صحابه ای كه هوای حضرت علی (علیه السلام) در دل آنها بود و عاشق او بودند و شجاعت داشتند، آمدند از حضرت علی (علیه السلام) دفاع و مسئله غدیر را مطرح كردند.

* * *

سؤال:

در روز غدیر، خیلی از مسلمانان بودند كه این جریان را یادداشت می كردند. چه اتفاقی افتاد تا این همه مسلمان، یك دفعه بعد از رحلت پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، این واقعه را فراموش كردند؟ علت آن چه بود؟

جواب:

این سؤال، یك جواب 20 دقیقه ای نیاز دارد. بنده همین امروز كه مشهد بودم، در حوزه علمیه برای این عزیزان بحثی داشتیم. از شبكه سلام هم آمدند و ضبط كردند. من حدود یك ساعت در رابطه با این سؤال، امروز در آنجا صحبت كردم كه در قبل و بعد از رحلت پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، چه اتفاقاتی افتاد كه این صحابه آمدند سخنان پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را زیر پا گذاشتند و آنچه درباره حضرت علی (علیه السلام) شنیده بودند را نادیده گرفتند و نه تنها حضرت علی (علیه السلام) را، بلكه فرزندان او را خانه نشین كردند و جامعه انسانی را از وجود ابر مردی همانند حضرت علی (علیه السلام) و فرزندانش محروم كردند.

من برای اینكه یك جواب مختصری داده باشم، این را می گویم كه امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نهج البلاغه، خطبه162 كه یكی از اعضای قبیله بنی اسد، از ایشان سؤال كرد:

كیف دفعكم قومكم عن هذا المقام و أنتم أحق به؟

چگونه قوم و قبیله تو آمدند جای شما نشستند، حال آنكه خلافت، زیبنده شما بود؟

امیرالمؤمنین (علیه السلام) هم فرمود:

یا أخا بنی أسد! إنك لقلق الوضین ترسل فی غیر سدد و لك بعد ذمامة الصهر و حق المسألة و قد استعلمت فاعلم، أما الاستبداد علینا بهذا المقام و نحن الأعلون نسبا و الأشدون برسول الله صلى الله علیه و آله نوطا، فإنها كانت أثرة شحت علیها نفوس قوم و سخت عنها نفوس آخرین. و الحكم الله و المعود إلیه القیامة ... .

حضرت علی (علیه السلام) فرمود: ... ، آنها در حق ما استبداد كردند، با اینكه ما بالاترین و بهترین نَسَب را نسبت به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) داشتیم و ارتباطمان با رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از همه قوی تر و نزدیك تر بود. این جز خودخواهی و انحصار طلبی، چیز دیگری نبود. گروهی بخیلانه بر كرسی خلافت چسبیدند و به مقام ما حسادت كردند و گروه دیگر هم سخاوتمندانه از كنار آن گذشتند و از ما و سخنان پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دفاع نكردند. فردای قیامت، خداوند داور است و بازگشت همه به سوی خداست.

نكته دیگری كه شاید برای برخی هم تلخ باشد، این است كه خود آقای بخاری و مسلم نقل كرده اند كه عایشه در قضیه الحاق حجر اسماعیل به كعبه، از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال كرد كه چرا انجام نمی شود؟ پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

و لولا أن قومك حدیث عهدهم بالجاهلیة، فأخاف أن تنكر قلوبهم أن أدخل الجدر فی البیت و أن ألصق بابه بالأرض.

اگر من بخواهم حجر اسماعیل را وارد بیت الله الحرام بكنم، این كار را انجام می دهم، ولی می ترسم از قوم تو كه هنوز آن آثار جاهلیت از دل آنان بیرون نرفته است، كه از اسلام فرار كنند و انكار كنند.

صحیح بخاری، ج2، ص156 - صحیح مسلم، ج4، ص100

در برخی از روایات اینگونه آمده:

لو لا أن قومك حدیثوا عهد بكفر.

قوم تو هنوز آثار دوران كفر از دلشان بیرون نرفته است.

صحیح مسلم، ج4، ص98 - سنن ابن ماجة، ج2، ص985 - المصنف لعبد الرزاق الصنعانی، ج5، ص128

در برخی هم آمده:

لو لا أن قومك حدیثوا عهد بشرك.

صحیح مسلم، ج4، ص98

علامه سِندی در كتاب و حاشیه ای كه بر سنن نسائی دارد، در ج5، ص214، در ذیل این حدیث می‌گوید:

لو لا قرب عهدهم بالكفر یرید أن الاسلام لم یتمكن فی قلوبهم (یعنی صحابه).

اسلام هنوز در قلوب صحابه مستقر نشده بود.

این جوابی بود اجمالی كه إن شاء‌الله اگر بعدها فرصت شد، در این مورد توضیح می دهم.

* * * * * * *

سؤال:

در اصول كافی نوشته است كه أئمه (علیهم السلام) بدون اجازه خودشان نمی میرند و از ران راست مادرشان متولد می شوند. در یكی از كتاب‌های دیگر نوشته شده كه حضرت علی (علیه السلام) شهید نشده است و زنده است و شخصی دیگر یا شیطان شبیه او شده است و او كشته شده است. در این مورد توضیح بدهید.

جواب:

این گفته ها از كتاب تحفة الإثنی عشریة آقای دهلوی است كه این كتاب از اول تا آخرش، مملو از دروغ و افتراء و شتم و سبّ شیعه و عقائد شیعه است و جسارت به ساحت مقدس امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. مرحوم میر حامد حسین (ره) در رد این كتاب ، كتاب عبقات الأنوار را در 20 جلد نوشته است. همچنین كتاب نفحات الازهار حضرت آیت الله میلانی هم در رد این كتاب است.

در مورد شهادت حضرت علی (علیه السلام) كه شیطان به جای او بوده، گوینده این جملات كه شما گفته اید هم یك شیطان بوده است و چیز دیگری نیست.

* * * * * * *

سؤال:

چرا در روز غدیر، پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) كلمه مولا را بكار بردند كه اجمال دارد یا احتمالات مختلفی در آن هست؟ چرا كلمه دیگری را كه صریح در مسئله امامت است را مطرح نكردند؟

جواب:

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این 23 سال، هر كلمه ای را بیان كرده است.

من رسما اعلام می كنم به تمام علمای اهل سنت و وهابیت و جوانان كه آقایان اهل سنت هر كلمه ای را اراده كنند، من مصادر زیادی از آن را بیان می كنم.

مثلا می گویند كه باید پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمود:

حضرت علی (علیه السلام) خلیفه من است.

من ده‌ها روایت از منابع اهل سنت می آروم كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گفته است حضرت علی (علیه السلام) خلیفه من است.

یا اینكه باید می‌فرمود:

حضرت علی (علیه السلام) امام بعد از من است.

 من ده‌ها روایت از منابع اهل سنت می آروم كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گفته است حضرت علی (علیه السلام) امام است.

اگر بگویند ولی و وصی یا هر كلمه ای كه آقایان دوست دارند، بزرگواری كنند و معین كنند تا من در این شبكه سلام برای آن عزیزان، از منابع اهل سنت آن كلمه را بیاورم.

اینكه نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) كلمه مولا را بیان می كند، روی دو مسئله اساسی است:

1- بالاترین مقامی كه خداوند برای پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار داده است، در سوره احزاب آیه 6 است كه می‌فرماید:

النبی أولى بالمؤمنین من أنفسهم.

یعنی پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ولایت مطلقه بر جان و مال و عرض و دین و آخرت مردم دارد و پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می خواهد این ولایت را، كه بالاتر از وصایت و خلافت است را، برای امیرالمؤمنین (علیه السلام) تعیین كند. این نوع ولایت با كلمه امام و وصی یا خلیفه تعیین می شود.

2- در كلمه ولایت، محبت خوابیده است. یعنی كسی كه ولی امر مسلمین است، رابطه او با ملت و رابطه ملت با او، باید بر اساس محبت و دوستی و عشق باشد. پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خواسته است هم ولایت تامه حضرت علی (علیه السلام) را تثبیت كند و هم خواسته بگوید كه این رابطه باید بر اساس عشق و محبت باشد و لذا فرمود:

اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله.

خدایا، كسی كه رابطه ولائیش بر مبنای محبت است، آنها را دوست بدار و هر كس آن را نادیده بگیرد، او را مورد غضب خودت قرار بده.

* * * * * * *

سؤال:

قبر آقای مالك اشتر كجاست؟

جواب:

در مصر است كه به دست معاویه به شهادت رسید. آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مصیبت مالك گریه كرد و قلب مقدسش شكست و فرمود:

نسبت مالك برای من، به منزله نسبت من برای پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بود.

ما در میان اصحاب امیرالمؤمنین (علیه السلام)، فردی همانند مالك اشتر سراغ نداریم.

اگر روحش شاد است، شادتر و مقامش عالی است، عالی تر گردد.

* * * * * * *

سؤال:

گاهی با اهل سنت در این موارد صحبت می كنیم كه حضرت علی (علیه السلام) از همان ابتداء مسلمان بوده است و سؤال می كنیم كه آقای ابوبكر و عمر، قبل از اسلام، مشرك بوده اند یا موحد؟

آیا مطرح كردن اینطور مسائل خوب است یا نه؟

جواب:

من از عزیزان شیعه تقاضا می كنم و دستشان را می بوسم كه در بحث با اهل سنت یا وهابیت، تلاش كنید تمام مباحث را، سوالی مطرح كنند و خودتان قضاوت نكنید. هجمه و توهین نكنید و مقدسات اهل سنت را به باد فحش و ناسزا نگیرید.

بنده با 25 سال سابقه برخورد با وهابیت و اهل سنت می گویم:

والله! كسی كه می خواهد با فحش و ناسزا، شیعه را جلو ببرد، شیعه را به عقب می برد. نه تنها اهل سنت از او نمی پذیرند، جوانان شیعه، وقتی می بیند یك روحانی شیعه یا یك استاد شیعه، با فحش و ناسزا جلو می رود، می‌گویند كه اگر او حرف بلد بود و دلیل داشت، فحش نمی داد. فحش و ناسزا و اهانت، حرف كسی است كه منطق ندارد، دلیل كسی است كه دلیل ندارد. ما مفتخریم كه شیعه و فرهنگ شیعه، دریایی از براهین و ادله و استدلال است و نیازی به فحش و ناسزا نداریم. لذا توصیه می كنیم:

قولا له قولاً لینا                                                                                       (سوره طه/آیه44)

و حتی اگر آنها هم اهانت كردند:

وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً                                                               (سوره فرقان/آیه63)

««« والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته »»»



دکتر سید محمد حسینی قزوینی

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.