تبلیغات
بنیاد بین المللی غدیر استان فارس - پاسخ به شبهات غدیر 1
سه شنبه 24 فروردین 1389

پاسخ به شبهات غدیر 1

   نوشته شده توسط: محمد    نوع مطلب :پاسخ به شبهات ،

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: پاسخ به شبهات غدیر

عمده شبهه ای كه ابن‌تیمیه و طرفداران ایشان به حدیث غدیر كرده اند، چیست؟

شبهه:

ابن‌تیمیه عبارتی را از علامه حلی (ره) در كتاب خود منهاج السنه، ج7، ص313 تا ص315 نقل می‌كند  و می‌گوید:

و قال الرافضی (از علامه حلی (ره) به رافضی تعبیر می كند):

الخبر المتواتر عن النبی صلى الله علیه و آله و سلم أنه لما نزل قوله تعالى: «یا أیها الرسول بلغ ما أنزل إلیك من ربك»، خطب الناس فی غدیر خم و قال للجمع كله: أیه الناس! ألست أولى منكم بأنفسكم؟ قالوا: بلى، قال: فمن كنت مولاه فهذا علی مولاه.

ابن‌تیمیه بعد از نقل عبارت علامه حلی (ره) و خطبه غدیر و جمله نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌گوید:

و الجواب أن هذا الجواب كذب.

این سخن علامه حلی (ره) كه استدلال به غدیر كرده است، كذب و دروغ است.

همچنین در ج7، ص324 وقتی به حدیث غدیر می رسد، می‌گوید:

إن لم یكن النبی قاله فلا كلام، فإن قاله فلم یرد به قطعا الخلافة بعده، اذ لیس فی اللفظ ما یدل علیه .

اگر قضیه غدیر خم و حدیث غدیر را پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نگفته است، حرفی نیست؛ اگر گفته است، خلافت بعد از خود را قطعا اراده نكرده است. در جمله ای كه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدیر گفته است، لفظی كه دلالت كند بر خلافت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، وجود ندارد.

عمدتاً، حدیث غدیر را زیر سؤال می برد. با اینكه در غدیر خم، طبق عباراتی كه خود علمای اهل سنت دارند، بین 90 هزار تا 124 هزار نفر جمعیت بوده است و بیش از 120 صحابه، حدیث غدیر را روایت كرده اند و كتاب‌های مفصّل و مطوّلی در حدیث غدیر نوشته شده، ابن‌تیمیه می‌گوید اگر پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نگفته، ما حرفی نداریم و اگر گفته باشد، خلافت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را اراده نكرده است.

جواب این شبهه:

ما در جواب ایشان، باید مطالبی را مفصل مطرح كنیم و ببینیم كه این سخن ابن‌تیمیه چیست؟

ایشان كه می‌گوید:

اگر نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حدیث غدیر را گفته باشد، خلافت بعد از خویش را اراده نكرده.

و بعد هم این جمله:

ألست أولى منكم بأنفسكم؟

و مدلول آن را زیر سؤال می برد.

چند نكته را باید خدمت بینندگان عزیز عرض كنم:

نكته اول:

ابن‌تیمیه و دهلوی صراحت دارند كه كلمه «مولی» به معنای «أولی» نیست و اگر به آن معنا نبود، ما حرفی نداشتیم و اگر هم باشد، اراده خلافت نشده است. در اینجا عزیزان اهل سنت را دعوت می كنم كه ببینند بزرگان اهل لغت و بنیانگذاران ادبیات عرب در رابطه با كلمه «مولی» چه می گویند؟

آقای فرّاء كه از بنیانگذاران ادبیات عرب است و در تاریخ بغداد، ج14، ص154 آقای خطیب بغدادی می‌گوید:

لو لا الفرّاء لما كانت عربیة.

اگر فرّاء نبود، علم عربی محقق نمی شد.

آقای فرّاء صراحت دارد كه كلمه «مولی» به معنای «أولی» است. یعنی:

من كنت أولی به من نفسه فعلی أولی به من نفسه

هركس كه من بیش از خودش بر او ولایت دارم، علی هم همچو من بر مؤمنان، بیش از خودشان ولایت دارد

آقای أخفش كه از بنیانگذاران ادبیات عرب است و آقای یافعی در مرآة الجنان، ج2، ص61 در مورد او می‌گوید:

امام العربیة

او هم كلمه «مولی» را به معنای «أولی» معنا می كند.

همچنین شخصیت‌های برجسته علم لغت، مانند زجاج و ابو عبیده هم بر همین عقیده هستند.

بنده افرادی را كه نام بردم از بنیانگذاران ادبیات عرب هستند، غالباً مربوط به قرن دوم و سوم هجری هستند. آقای فرّاء متوفای 207 هجری، ابو عبیده متوفای 210 هجری، اخفش متوفای 215 هجری و فقط آقای زجاج متوفای 311 هجری است.

وقتی آقای فخر رازی، امام المشككین و مفسر پر آوازه اهل سنت می آید آیه شریفه 15 سوره حدید را بیان می كند، می‌گوید:

«مأواكم النار هی مولاكم» و هی أولی بكم

  و نقل می‌كند كه بزرگان لغت مانند ابو عبیده و فرّاء و اخفش و زجاج گفته اند كه مراد از «مولی» در اینجا، «أولی» است.

اگر واقعا كلمه «مولی» به معنی «أولی» است، ما از آقای ابن‌تیمیه و پیروان ایشان سؤال می كنیم:

با توجه به آنچه كه در تمام منابع اهل سنت آمده است، پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قبل از آنكه بفرماید:

من كنت مولاه فعلی مولاه.

فرمود:

ألست أولى منكم بأنفسكم؟

آیا من از خود شما بر خود شما أولی نیستم.

آیه 6 سوره احزاب كه می‌گوید:

النبی أولى بالمؤمنین من أنفسهم.

در آنجا آقایان مفسران در رابطه با این كلمه «أولی» چه تعبیری می‌كنند؟ چه ولایتی را برای نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، طبق این آیه تعریف می‌كنند؟ شما كتاب‌های بزرگان اهل سنت را ببینید مانند تفسیر طبری، ج20، ص130 و تفسیر بغوی، ج3، ص507 و تفسیر ابن كثیر، ج3، ص450 و زاد المسیر ابن جوزی، ج6، ص182 می‌گویند:

فله أن یحكم فیهم بما یشاء.

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ولایت مطلقه بر مؤمنین دارد و هرچه كه بخواهد حكم می كند.

ولایت پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر مؤمنین و مؤمنات، قوی تر از ولایت آنها بر خودشان است. نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدیر خم، آنچه را كه برای امیرالمؤمنین (علیه السلام) ثابت كرده است با جمله:

من كنت مولاه فعلی مولاه.

با مقدمه:

ألست أولى منكم بأنفسكم؟

یعنی همان ولایتی را كه خداوند برای پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) معین كرده است، رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هم برای حضرت علی (علیه السلام) معین می كند. این جز معنای خلافت و امامت و وصایت و ولایت بعد از مسلمین، چه معنایی می تواند داشته باشد كه آقای ابن‌تیمیه می‌گوید:

اگر كلمه مولی در كلام نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این باشد كه أولی بالمؤمنین را ثابت كند، ما حرفی نداریم.

ما ثابت می كنیم.

مفسران اهل سنت در ذیل آیه 15 سوره حدید:

مأواكم النار هی مولاكم.

می گویند:

یعنی أولی بكم.

تفسیر طبری، ج27، ص296 - تفسیر سمرقندی، ج3، ص383 - زاد المسیر ابن جوزی، ج7، ص304 - تفسیر سمعانی، ج5، ص371 - تفسیر ابن كثیر، در ذیل همین آیه

همه اتفاق نظر دارند كه كلمه «مولی» به معنای «أولی» است.

نكته دوم:

نكته ای كه باید برای عموم بینندگان تثبیت شود این است كه مراد پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، اثبات خلافت و بالاتر از آن، ولایت مطلقه حضرت علی (علیه السلام) را بر مسلمانان در غدیر ثابت كرده است. آقایان كلمه مولا را زیر سؤال می برند. اگر ما 50 مصدر از منابع اهل سنت بیاوریم كه كلمه مولا در آنجا نیامده و پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

من كنت ولیه فعلی ولیه.

هر كس من ولی او هستم، علی نیز ولی اوست.

آیا باز هم وهابیت و مولوی ها و عزیزان اهل سنت نیز در اینجا می گویند كلمه ولی، دلالت بر ولایت حضرت علی (علیه السلام) نمی كند؟ مگر جناب ابوبكر كه عمر را برای خلافت نصب كرد، چه تعبیری را بكار برد كه شما هیچ شبهه ای ندارید؟ مگر خود جناب خلیفه دوم، هنگام مرگ نگفت:

لو كان سالم مولی أبی حذیفه حیّاً، لولّیته.

مگر كلمه ولی را دراینجا بكار نبرده اند؟

مگر در خود صحیح مسلم، ج5، ص152، كتاب الجهاد، باب حكم الفیء، خود خلیفه دوم نمی گوید:

لما توفی ابوبكر، فقلت: أنا ولی رسول الله و ولی ابی بكر.

در اینجا چه معنایی را از كلمه ولی استفاده كرده اند؟ همان معنا را در اینجا هم استفاده كنند. همین حدیث:

من كنت ولیه فعلی ولیه.

یا این جمله:

هذا ولی من أنا مولاه.

را كه البانی از شخصیت‌های برجسته وهابی است و از او به بخاری دوران تعبیر می كنند، در صحیح سنن ابن ماجه، ج1، ص42 آورده و می‌گوید روایت صحیح است.

آقای هیثمی در مجمع الزوائد،‌ج9، ص107 می‌گوید: روایت صحیح است.

آقای حاكم نیشابوری در مستدرك الصحیحین، ج3، ص118 می‌گوید: روایت صحیح است بنابر شرط صحیح مسلم و صحیح بخاری. دیگر آقایان چه می خواهند؟!

اگر چنانچه بحث ولایت نبود، خلیفه دوم برای چه، بعد از حدیث غدیر می آید خدمت حضرت علی (علیه السلام) و می‌گوید:

هنیئا لك! یا بن أبی طالب أصبحت مولای و مولا كل مؤمن و مؤمنة

اگر بنا باشد حضرت علی (علیه السلام) دوست مؤمنین باشد، در قرآن هم آمده است:

و المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولیاء بعض                                                    (سوره توبه/آیه71)

إنما المؤمنون إخوة                                                                              (سوره حجرات/آیه10)

این دیگر تبریك گفتن ندارد! اگر اینجا مولی یا ولی یا سخن نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دلالت بر خلافت نمی كند، این تبریك خلیفه، معنا ندارد! این تبریك خلیفه دوم به حضرت علی (علیه السلام) را آقای خطیب بغدادی در تاریخ بغداد، ج8، ص284، با سند كاملاً صحیح مطرح می كند.

از طرفداران ابن‌تیمیه سؤال می كنیم:

آقای حسان بن ثابت، شاعر نامور عصر نبی مكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بعد از حدیث غدیر از محضر پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه می طلبد تا سخنان او را به شعر بیان كند و در شعر خود این تعبیر را بیان می كند:

فقال له قم یا علی فإننی            رضیتك من بعدی إماما وهادیا

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود یا علی! برخیز، من برای امامت و هدایت تو بعد از خویش، رضایت دادم.

جناب سیوطی در كتاب الازدهار، ص19 و ده ها نفر دیگر، این مسئله را نقل كرده اند.

نكته سوم:

ببینید بزرگان اهل سنت در تفسیر آیه:

سأل سائل بعذاب واقع                                                                              (سوره معارج/آیه1)

چه آورده اند؟

سیره حلبی، ج3، ص275 - الفصول المهمة لإبن صباغ، ص25 - تذكرة لإبن جوزی، ص30 - تفسیر ابی السعود، ج9، ص29 - فرائد السمطین للجوینی، ج1، ص82 - تفسیر آلوسی، ج29، ص55

آقای حارث بن نعمان می آید خدمت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و می‌گوید: به ما گفتی نماز بخوان، خواندیم؛ به ما گفتی روزه بگیر، گرفتیم؛ گفتی حج برو، رفتیم؛ گفتی ... ، حالا آمده ای و ولایت پسر عمویت را بر ما تحمیل كردی؟!

أ هذا منك أم من الله؟

آیا این از طرف خودت است یا از طرف خداوند است؟

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به خدای لا شریك له، این از طرف خداوند بوده است. حارث بن نعمان غضبناك می‌شود و گفت:

اللهم إن كان ما یقول محمد حقا فأمطر علینا حجارة من السماء أو إئتنا بعذاب ألیم. رماه الله بحجر فسقط علی حامته و خرج من دبره، فقتله.

خدایا! اگر واقعا پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حضرت علی (علیه السلام) را از طرف خدا خلیفه و ولی كرده است و حق است، عذابی از آسمان بفرست تا ما را هلاك كند.

همه منابع مذكور می گویند:

هنوز آقای حارث به شتر خود نرسیده بود كه سنگی از آسمان آمد و از سر او وارد شد و از سمت پائین او خارج شد و به درك واصل شد.

اگر بحث محبت و دوستی بود، دیگر ناراحت و عصبانی شدن ندارد! آیا این هم قابل انكار است؟! اینكه امیرالمؤمنین (علیه السلام) به چند نفر از صحابه سوگند داد تا شهادت بدهند به حدیث غدیر، ولی كتمان كردند و امیرالمؤمنین (علیه السلام) آنها را نفرین كرد و در كتاب‌های معتبر اهل سنت آمده است مانند آقای انس بن مالك كه امیرالمؤمنین (علیه السلام) گفت:

اگر دروغ بگوئی و كتمان كنی حدیث غدیر را، خداوند تو را به بلائی گرفتار كند كه تا آخر عمر از آن عافیت پیدا نكنی. آن شخص هم گرفتار پیسی شد.

المعارف لإبن قتیبه دینوری، ص194

همچنین براء بن عازب گرفتار نفرین امیرالمؤمنین (علیه السلام) شد و كور شد.

ارجح المطالب، ص580

زید بن ارقم گرفتار كوری شد.

مناقب ابن مغازلی، ص23

جریر بن عبد الله به همین شكل.

انساب الاشراف بلاذری، ج2، ص156

آن وقت می‌گویند كه دلالت بر خلافت نمی كند و كلمه «مولی» و «أولی» این معنا را نمی دهد و... .

اینها همه بازی است!

مگر درباره آقای ابوبكر، چه سخنی از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دارند كه اینچنین قاطعانه در خلافت او اصرار دارند؟ مگر جز یك نمازی است كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور داد برود بخواند. آنهم وقتی پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنید ابوبكر نماز می خواند، آمد او را كنار زد و نماز خواند و ابوبكر هم به پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اقتدا كرد و مردم هم به ابوبكر.

مگر غیر از این چیز دیگری است؟

اگر همین حدیث غدیر در رابطه با آقای ابوبكر و عمر بود، بچه شیرخواره را هنوز از شیر نگرفته، می گفتند واجب است حدیث غدیر را حفظ كنند و یا این حدیث را از كنار مكه مكرمه آویزان می كردند و در تمام خانه ها و مساجد و بازارها می گفتند كه آویزان كنید.

پس چرا در رابطه با امیرالمؤمنین (علیه السلام) اینچنین نمی گویند؟!

نظر ابن‌تیمیه و محمد بن عبد الوهاب درباره جمله معروف پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و دعای بعد از آن:

من كنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله.

چیست؟

ابن‌تیمیه می بیند اگر ملتزم به ذیل این حدیث باشد، خیلی از مبانی فكری او به هم می ریزد. چون كسانی بودند كه با حضرت علی (علیه السلام) دشمنی و قتال كردند در جنگ جمل و صفین و نهروان. لذا وقتی به این قضیه می رسد، خیلی راحت می‌گوید:

و اما الزیادة و هی قوله «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله»، فلا ریب أنه كذب.

بدون تردید دروغ است.

منهاج السنه لإبن تیمیة، ج7، ص319، چاپ عربستان سعودی، با تحقیق دكتر محمد رشاد سالم

آقای محمد بن عبد الوهاب، در كتابی كه جدیدا در عربستان سعودی از او چاپ كرده اند با عنوان مسائل لخصها محمد بن عبد الوهاب، در ج1، ص154 وقتی به این حدیث غدیر می رسد، با تقلید و تبعیت از ابن‌تیمیه می‌گوید:

و أما الزیادة فلیست فی الحدیث و لا ریب أنها كذب.

این جملات آخر، جزء حدیث غدیر نیست و هیچ شكی در دروغ بودن آن نیست.

من در اینجا چند مسئله را می خواهم بیان كنم تا آقا حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) از ما راضی شود و بینندگان عزیز ما - چه شیعه و چه سنی و چه جوانان وهابی كه ما با اینها هیچ مخالفتی نداریم و آنها را مسلمان و برادر خود می دانیم، ولی آنها را افراد فریب خورده می دانیم - دقت كنند:



برچسب ها: پاسخ به شبهات غدیر ، شبهات غدیر ، پاسخ ، شبهات ، غدیر ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.