تبلیغات
بنیاد بین المللی غدیر استان فارس
جمعه 7 خرداد 1389

پاسخ سوالات

   نوشته شده توسط: محمد    نوع مطلب :پاسخ به شبهات ،

متن سوال: در وحی نمودن خداوند به پیامبر به وسیلة جبرئیل شكی نیست‌، امّا خداوند متعال با این كه جسم نیست‌، آیات را چگونه به جبرئیل می‌رساند؟

متن پاسخ: جبرئیل واسطة رساندن پیام الهی به پیامبر است‌. در مورد فهمیدن این نكته كه جبرئیل چگونه پیام را دریافت می‌كند و چگونه پیامبر آن را دریافت می‌كند، عقل راه به جایی ندارد. عقل ما توان فهم این موضوع را ندارد و باید برای فهم آن‌، به روایات مراجعه كرد.
در روایتی كه از حضرت علی‌نقل شده‌، آن حضرت می‌فرماید: پیامبر به جبرئیل فرمود: آیا پروردگارت را دیده‌ای‌؟ جبرئیل عرض داشت‌: پروردگارم دیده نمی‌شود. پیامبر فرمود: از كجا وحی را دریافت می‌كنی‌؟ جبرئیل پاسخ گفت‌: من از اسرافیل دریافت می‌كنم‌. پیامبر فرمود: اسرافیل از كجا دریافت می‌كند؟ جبرئیل درجواب گفت‌: او از فرشته‌ای كه برتر از اوست و از روحانیین می‌باشد دریافت می‌كند. پیامبر فرمود: آن فرشته از كجا دریافت می‌كند؟ جبرئیل در جواب گفت‌: بر آن فرشته‌، افاضه می‌شود و این همان وحی است‌.(ر.ك‌: التوحید، شیخ صدوق‌، ص 263، دفتر انتشارات اسلامی‌.)
مرحوم شیخ صدوق ـ كه سخنان او برگرفته از روایات است ـ در كتاب "اعتقادات‌" در این‌باره می‌نویسد: ما عقیده داریم كه پیش روی اسرافیل لوحی است‌، هنگامی كه خداوند متعال می‌خواهد وحی بفرستد لوح به پیشانی اسرافیل می‌خورد و او به آن نگاه می‌كند و آن چه را در آن است می‌خواند، سپس او به میكائیل القا می‌كند، میكائیل هم به جبرئیل و جبرئیل آن را به پیامبران القا می‌كند.(ر.ك‌: الاعتقادات فی دین الامامیة‌، ص 58.)


تایید موضع استکبار جهانی در اسلام‌هراسی، ایران‌ هراسی و شیعه‌هراسی؛ چرا؟!

آیة‌اللّه العظمی سبحانی خطاب به دکتر یوسف القرضاوی
آقای دکتر! تایید موضع استکبار جهانی در اسلام‌هراسی،ایران‌هراسی و شیعه‌هراسی؛ چرا؟!
در پی اظهارات اخیرا دکتر یوسف القرضاوی در مصاحبه با روزنامه "مصری الیوم" و سپس بیانیه‌ وی در تأکید بر مواضع خود، آیة‌اللّه العظمی سبحانی در نامه‌ای به این اندیشمند مسلمان، نکاتی را به وی یادآور شدند. متن نامه به این شرح است:
بسم‌اللّه‌الرحمن الرحیم
حضور انور جناب آقای دکتر یوسف القرضاوی دامت برکاته
با اهدای سلام
موفقیت روزافزون وجود مبارک را در تقریب مسلمانان و حفظ وحدت کلمه، و نشر فرهنگ صحیح اسلامی در میان امت اسلامی، از خداوند متعال خواستاریم.
بیانیه جنابعالی مورخ 13 رمضان 1429 برابر با 13 سپتامبر 2008 در پاسخ به خبرگزاری مهر و آقایان فضل‌اللّه و تسخیری، ملاحظه شد.


ادامه مطلب

دوشنبه 27 اردیبهشت 1389

طالبان و القاعده از کجا آمده‌اند؟/ ایران اکونومیست

   نوشته شده توسط: محمد    نوع مطلب :پاسخ به شبهات ،

طالبان و القاعده از کجا آمده‌اند؟/ ایران اکونومیست


انتشار افکار سلفی‌های تکفیری (سلفی جهادی) در میان فقهای تندرو، میانه‌رو و مردم عادی بریده از چپ و راست، ما را بر آن داشت تا به بازخوانی افکار ابن تیمیه پدر ورهبر معنوی این ایده بپردازیم .(1)

افکار ابن تیمیه روشن و صریح است او با اندیشه و عقل بکلی مخالف است و خواستار الغاء عملکرد عقل از تمام شئون زندگی است و با فکر کردن و اندیشیدن دشمن است مگر اینکه آن فکر و اندیشه در راستای تایید نقل و احادیث باشد. او در این زمینه می‌‌گوید: دلایل عقلی درست وقتی قابل شنیدن است که مخالف اخبار انبیاء نباشد. و فکر و عقلی که با اخبار و احادیث مخالف باشد نه عقل است و نه فکر (2) او به احادیث و آیات منسوخ شده برای اثبات ادعاهای خود متوسل می‌‌شود؛ همان مستنداتی که اکنون زرقاوی به آنها استناد می‌‌کند و نویسندگان ضد اسلام از آنها به عنوان ابزاری علیه مسلمانان در غرب بهره‌برداری تبلیغاتی می‌‌کنند تا اسلام را دین خشونت نشان دهند.



ادامه مطلب

یکشنبه 26 اردیبهشت 1389

نگاهى اجمالى بر عقاید وهابیت5

   نوشته شده توسط: محمد    نوع مطلب :پاسخ به شبهات ،

نگاهى اجمالى بر عقاید وهابیت5


در جواب او مى گوییم: مگر نبى (صلى الله علیه وآله)نمى دانست که خدا به حال او عالمتر و به برآوردن حاجتش تواناتر و به او مهربانتر است نسبت به عمر (رض) که به عمر هنگام رفتن به عمره و هنگام خداحافظى فرمود: اى برادر وقتى خانه خدا را دیدى ما را از دعایت فراموش نکن، چرا نبى(صلى الله علیه وآله)شخصاً دعا نکرد و به عمر واگذار کرد، یا چرا به عمر گفت وقتى اویس قرنى را دیدى به او بگو برایم استغفار کند. در حالى که پیامبر (صلى الله علیه وآله) مى توانست خودش براى خود در نزد خدا دعا و استغفار کند و چرا امت نبى (صلى الله علیه وآله)در قحطى ها و خشکسالى ها از پیامبر (صلى الله علیه وآله)مى خواستند برایشان طلب باران کند و خودشان مستقیماً از خداوند طلب باران نمى کردند در حالى که خدا به حالشان داناتر و بر برآوردن حاجتشان تواناتر و به آنها مهربانتر بود. امّا اگر ابن تمیمه توهم کرد که مسلمین هم در این طلب دعا و شفاعت قائل به استقلال انبیاء و اولیاء در برآوردن حاجت آنها از خداست هستند توهمش توهم باطلى است ; زیرا ظاهر حال مسلمان موحد خلاف این را ثابت مى کند و بنا به مقدمات مذکور در بخش دوم شما که ادعاى خلاف حال و ظاهر مسلمانان را داراى باید اقامه دلیل کنى.


ادامه مطلب

شنبه 25 اردیبهشت 1389

نگاهى اجمالى بر عقاید وهابیت4

   نوشته شده توسط: محمد    نوع مطلب :پاسخ به شبهات ،

نگاهى اجمالى بر عقاید وهابیت4

ابن تمیمه در جواب مى گوید: کسى که در نزد قبر پیامبر یا شخص صالحى مى رود و از او درخواست حاجت مى کند و از او مى خواهد که کمکش کند مثل اینکه مریضى او را مرتفع کند یا بدهى او را اداء کند و مانند آن، که کسى غیر از خدا بر این امور توانایى ندارد، این اعمال صریحاً شرک است.واجب است که چنین شخصى توبه کند اگر توبه کرد چه بهتر، در غیر این صورت باید کشته شود . و اضافه کرد درباره ى سنگها و غیره از بتها به اینکه: "ودّ، سواع، یغوث، یعوِ و نسر"اسمهاى افراد نیکوکار از قوم نوح (علیها السلام)بودند، وقتى آنها مردند، مردم بر قبر آنها اعتکاف نمودند، این کار ادامه یافت تا جایى که از مجسمه آنها بت ساخته شد، لذا نشستن در نزد قبر و مسح نمودن آنها و بوسیدن آنها و دعا نمودن نزد آنها پایه و اساس شرک محسوب مى شود و عبادت بتها بشمار مى آید لذا پیامبر (صلى الله علیه وآله)فرمود:"اللهمّ لاتجعل قبرى و ثناً یبعد" بعد ادامه مى دهد: از این امر معلوم مى شود فرِ بین درخواست از نبى (صلى الله علیه وآله)و اولیاء در زمان حیاتشان و بعد از وفاتشان و در غیاب آنها;زیرا که احدى درخواست از آنها را در حضورشان عبادتشان ندانست.


ادامه مطلب

جمعه 24 اردیبهشت 1389

نگاهى اجمالى بر عقاید وهابیت3

   نوشته شده توسط: محمد    نوع مطلب :پاسخ به شبهات ،

نگاهى اجمالى بر عقاید وهابیت3


علاوه بر اینکه حدیث حبر یهودى بر علیه خودش بود نه به نفعش، همانا خنده ى پیامبر (صلى الله علیه وآله)براى تصدیق او نبود، آنچه که شما توهم نمودید بلکه خنده براى رد قول حبر بود و پیامبر (صلى الله علیه وآله)خندید بخاطر تعجبى که نمود از نسبت باطلى که بر خلاف دلالت عقل عقلاء به خدا داده بود، و از قرائت آیه شریفه "وما قدروا الله حقّ قدره..." مرادش این بود که خدا را آنچنان که شایسته عظمت اوست نشناختند بخاطر نسبتى که به او مى دهند و براى او جسم و عضو حقیقى قائل مى شوند
باید دانست پیروان محمد بن عبدالوهاب نیز مانند سلف و گذشتگان خویش در مرحله توحید ذاتى (الوهیت) دچار مشکلاتى هستند از قبیل ثابت کردن جهت بالا براى خدا و نشستن بر عرش و داشتن چهره و دستها و چشمهاى حقیقى جسمانى و پایین آمدن به آسمانها دنیا و راه رفتن و نزدیک شدن جسمانى با بندگان و... به معناى حقیقى.
عبداللطیف نوه محمدبن عبدالوهاب در رساله اش وقتى اعتقادات وهابیون را بیان مى کند مى گوید:اعتقاد وهابیون در بسیارى موارد مطابق اعتقاد ابوالحسن اشعرى است مانند اینکه خداوند بر عرش قرار مى گیرد "الرحمن على العرش استوى"و اینکه دو دوست دارد بدون کیفیت ("لما خلقت بیدى" ، "بل یداه مبسوطتان")ونیز براى خداوند دو چشم بدون کیفیت است و نیز چهره اى حقیقى "و یبقى وجه ربّک ذو الجلال و الإکرام"
وى در ادامه مى گوید، وهابیون تصدیق مى کنند آنچه از احادیث نبى (صلى الله علیه وآله)رسیده است:"إن الله ینزل إلى السماء الدنیا فیقول هل من مستغفر"و اعتقاد دارند به آمدن خدا نزد بندگان و نزدیک شدن به آنها هر طور که بخواهد."و جا ربّک والملک صفّاً"و"و نحن أقرب إلیه من حبل الورید"


ادامه مطلب

پنجشنبه 23 اردیبهشت 1389

نگاهى اجمالى بر عقاید وهابیت2

   نوشته شده توسط: محمد    نوع مطلب :پاسخ به شبهات ،

نگاهى اجمالى بر عقاید وهابیت2

بنابراین اگر به مسلمانى برخورد کردیم که عملى از اعمال عبادى انجام مى دهد وظیفه ما این است که عملش را حمل بر وجه صحیح کنیم، مثلا مایع سرخ رنگى را مى نوشد و نمى دانیم شراب است یا سرکه باید حمل بر وجه صحیح کنیم و بگوییم حتماً سرکه است که مى نوشد،گوشتى که مى فروشد نمى دانیم مردار است یا ذبح شرعى شده، باید حمل بر صحت و ذبح شرعى کنیم، و نیز اگر مسلمانى را ببینیم که از پیامبر یا اولیاء خدا استغاثه و طلب حاجت مى کند، در اینجا عمل او دو وجه دارد،اینکه از آنها بخواهد که نزد خدا برایش دعا کنند و شفیع و واسطه او شوند یا اینکه آنها را مستقلا قادر بر انجام حوائج خود بداند که موجب ارتداد است، در این صورت بخاطر اقتضاى حال مسلمان که غیر خدا را قادر بر انجام هیچ کارى بالذات نمى داند باید عمل او را حمل بر وجه صحت کرد و گفت قصد او همان است که نبى و ولى خدا برایش عندالله دعا کنند و شفیع شوند براى قضاى حاجت، و یا شنیدیم مسلمانى به نبى یا ولى خدا عرضه مى دارد که:"ارزقنى و اشفع ولدى یا وانصرانى على عدوّى" (روزیم را زیاد کن، فرزندم را شفا بده یا مرا بر دشمنم پیروز گردان)، در اینجا نیز بنا به اقتضاى حال مسلمان که انجام این اعمال را در حیطه قدرت غیرخدا نمى داند باید کارش را حمل بروجه صحیح کنیم و بگوییم حتماً قصدش این است که نبى و ولى خدا واسطه و او شفیع او شوند در نزد خدا براى قضاى حاجتهایش، و مراد او در واقع خداست و این افعال را به نبى و ولى خدا از باب نسبت فعل به سبب نسبت داد، آنچنان که در مثال متقدّم (بنى الأمیرالمدینة) ذکر کردیم. لذا در چنین مواردى نمى توان حکم به شرک و ارتداد فرد مسلمان کرد، بخاطر ظاهر حال مسلمان و مقتضاى مسلمانى که این امور را از غیرخدا طلب نمى کند و فقط انجام آنها را در حیطه قدرت او مى داند، مخصوصاً اگر بدانیم و علم داشته باشیم که قصد او بر وجه صحیح بود.


ادامه مطلب

تعداد کل صفحات: 4 1 2 3 4